عاملان تکوین تفکر تجزیهطلبی در افغانستان
عامل اصلی تکوین تفکر تجزیهطلبی در افغانستان ناسیونالیسم قومی افغانی است. ناسیونالیسمی که مبتنی بر حذف و طرد اقوام و درجهبندی آنها به شهروندان درجه اول و دوم میباشد.
عامل اصلی تکوین تفکر تجزیهطلبی در افغانستان ناسیونالیسم قومی افغانی است. ناسیونالیسمی که مبتنی بر حذف و طرد اقوام و درجهبندی آنها به شهروندان درجه اول و دوم میباشد.
سازمان معلومات وقایع و مناقشات مسلحانه اعلام کرد که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، قضایای نقض حقوق بشری و خشونت علیه غیرنظامیان در کشور افزایش یافته است.
رسانه وابسته به طالبان، هدف از سفر هیات طالبان به قطر را نهایی کردن توافقنامه واگذاری پنج میدان هوایی بینالمللی افغانستان به دولتهای قطر و ترکیه خواند.
ملا حسن آخوند، رئیس الوزرای حکومت سرپرست طالبان گزینش شهباز شریف، بهعنوان نخستوزیر پاکستان را یک گام نیک و باارزش خواند و پیروزی او را تبریک گفت.
اگر در کفش ط.الب ریگ نیست، بیاید معلومات بدهد که ضمیمههای پنهانی توافقات دوحه در باره چه چیزی است؟
نگرانی تیم تطهیر اینست که در سایه کج اندیشی ها و کج رفتاری های مکرر طالبان با مردم، اقوام غیر پشتون به تنگ آمده و با قرار گرفتن در کنار یکدیگر، عرصه را بر حاکمیت کنونی تنک کنند.
برای نجات و از چاه درآوردن آن کودک زابلی، کلیدیترین مهرهها و مقدسترین چهرهها(به روایت برخی عاشقان این چهرهها) از کابل به زابل میشتابند، چون همخون اند و همتبار، اما به صورت خسته و آشفتهی پدر کودک در خون خفتهی برچی سیلی میزنند.
تا زمانی که کشتن شیعه/هزاره در این کشور بدون مجازات و مکافات و بدون تحمل هرگونه هزینه و پیامد باشد، کشتارها و نسلهازداییها ادامه خواهد یافت! جمهوریت و امارت هم فرقی نمیکند!
اینک طالبان عناصرترکیبی از مزدوری استخباراتی و جهل و تعصب مذهبی و سلطه قومی با به کاربستن مجموع روش های گذشته( جنگ با علم و دانش، ترویج دین و مذهب خرافه، کشتار مردم، تبعیض آشکار، کشتن روشن اندیشان و…) در یک تعامل کثیف و ضدانسانی استخباراتی و سیاسی با استخبارات منطقه و جهان، راه عبدالرحمان جابر و نادرغدار را ادامه می دهند.
حکومتهای ایدئولوژیک و قومگرای افغانستان با هر رنگی که آمدهاند و در هر چارچوبی که قرار گرفتهاند، در یک نقطه مشترک بودهاند و آن انکار هزارهها و شیعههای افغانستان و تلاش برای حذف آن بوده است.