منابع محلی در ولایت خواجه بهاءالدین ولایت تخار میگویند که کوچیهای جنوبی و وزیرستانی به این ولسوالی هجوم آورده و به کمک نظامی طالبان، ۱۰۰ خانواده را مجبور به ترک خانوادههایشان کردهاند.
وزارت امور داخله طالبان اعلام کرده است که به دلیل کار تیمهای تخنیکی و ترمیم وسایل و تجهیزات ریاست پاسپورت، روند توزیع از تاریخ ۱۶ میزان بهطور عموم متوقف میشود.
هر بار که این حوادث تکراری را میبینیم، گرفتار این سوال میشویم که چرا در برابر اینهمه خاموش هستیم؟ چرا این واقعیتهای تلخ نمیتوانند ما را بیدار کنند؟ آیا فاجعهای بالاتر از این هست که نسلی در برابر اینهمه ظلم، هرج و مرج، بیعدالتی و قتلعام به نشر عکسهایی از صحنهی جنایت اکتفا کنند. تویت کنند و طوفان بهپا کنند؟ فایده آن چیست که بگوییم «جهان محکوم کرد، تقبیح کرد و یا تذکر داد.»؟
هزارهها و دیگر اقوام افغانستان در طول تاریخ مصلحت را در این دیدهاند که فقط شفشف کنند و نگویند شفتالو تا باعث رنجش خاطر حاکمان و قوم حاکم نشده باشند.
عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان در برگهی تویترش نوشته است: : بار دیگر کودکان معصوم هزاره در داخل یک مرکز آموزشی در غرب کابل به گونه دستهجمعی توسط انتحاریون بدون لجام گروههای تروریستی طالب-حقانی که به گونه غاصبانه خود را بر مقدرات مردم حاکم ساخته اند، قتل عام شدند.
محمد محقق، رهبر حزب وحدت مردم افغانستان در واکنش به حمله مرگبار به مرکز آموزشی کاج در غرب کابل گفت که کارد به استخوان رسیده است و فکر میکند مقاومت هزارهها نیز آغاز میشود. آقای محقق گفت: “کسانی که میخواهند مقاومت کنند، من به آنها اجازه میدهم تا آنها هم وارد عمل شوند.”
امروز دوستی تماس گرفت و پرسید که چرا همیشه مراکز آموزشی مردم هزاره در غرب کابل هدف حمله قرار میگیرد؟ پس از مکث کوتاه گفتم که پاسخ واضح است: حس قربانیشدگی در میان ناسیونالیستهای پشتونتبار و سپربلاسازی از هزارهها.