زنان افغانستان و بحران بیپناهی
- انتشار: ۲۹ حمل ۱۴۰۵
- سرویس: دیدگاه
- شناسه مطلب: 257639
در روزهای اخیر، ویدئوها و روایتهایی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد که مربوط به زنی تُرک بود؛ زنی که گفته میشود با یک مرد افغان ازدواج کرده و در برخی از این ویدئوها از خشونت و شرایط سخت زندگیاش حرف میزند. در بعضی روایتها گفته شده این اتفاقها در افغانستان رخ داده و حتی مراجعه او به سفارت کشورش هم بازتاب زیادی پیدا کرده است.
درست است که جزئیات این پرونده هنوز بهطور کامل و مستقل تأیید نشده، اما همین موج رسانهای یک نکته مهم را روشن میکند: حتی در شرایط سخت، بعضی افراد هنوز میتوانند به یک نهاد رسمی یا دیپلماتیک مراجعه کنند و از آن کمک بخواهند.
اما مسئله اصلی اینجا یک پرونده فردی نیست. چیزی که این ماجرا را مهم میکند، یک تضاد جدی است؛ تضاد بین «داشتن حداقلی از مسیر کمک» و «نبود تقریباً کامل همین مسیر برای بسیاری از زنان افغانستان».
در افغانستان امروز، مشکل فقط خشونت علیه زنان نیست. مسئله این است که اگر خشونتی رخ بدهد، راهی امن برای بیرون آمدن از آن تقریباً وجود ندارد. خیلی از زنان نه به نهادهای حمایتی مستقل دسترسی دارند، نه به یک سیستم قضایی قابل اعتماد، و نه به جایی که در لحظه خطر بتوانند به آن پناه ببرند.
در چنین شرایطی، سکوت کردن یا تحمل کردن، برای خیلیها به تنها گزینه تبدیل میشود؛ نه از روی انتخاب، بلکه از سر اجبار.
این وضعیت فقط یک مشکل ساده اداری یا ضعف در مدیریت نیست. با یک بحران عمیقتر طرف هستیم. وقتی راههای شکایت، حمایت و حفاظت عملاً بسته یا بیاثر باشند، نتیجهاش این میشود که خشونت ادامه پیدا میکند، بدون اینکه راه واقعی برای متوقف کردنش وجود داشته باشد.
واقعیت تلخ زندگی برای خیلی از زنان افغانستان را میشود خیلی ساده خلاصه کرد:
برای میلیونها زن، چیزی به اسم «پناه» عملاً دیگر وجود ندارد.
این فقط یک مسئله اجتماعی نیست؛ نشانه یک بحران عمیقتر است. جایی که نبودِ حمایت، باعث میشود خشونت از یک اتفاق فردی عبور کند و به یک وضعیت دائمی و بیراهِ خروج تبدیل شود.
زهرا موسوی
نظرات(۰ دیدگاه)