اقدامات احتیاطی فعلی سعودیها شاید بتواند برخی از مشکلات آنها را با دولت بایدن برطرف کند، اما مشکلات اصلی همچنان باقی ماندهاند و به نظر می رسد، سعودیها به واسطه این مشکلات باید انتظار دوره پر فراز و نشیبی با دولت آینده امریکا داشته باشند و چه بسا تعامل با دولت دوم اوباما برای آنها بسیار سختتر از قبل باشد.
اینک دولتمردان امریکایی باید آموخته باشند که اولاَ عمر یکجانبهگرایی و کدخدامنشی در روابط بین الملل پایان یافته است و دیگر تمام راهها در مناسبات و تجارت جهانی به کاخ سفید ختم نمیشود.
چرا یک بام و دو هوا؟ چرا یک شهر و دو نرخ؟ هم قربانیان حادثهی اول پناهجویان غیرقانونی هموطن ما بودند و هم قربان حادثهی دوم. هم رویداد نخست با شلیک پلیس ایران پدید آمد و هم رویداد دوم با شلیک پلیس ترکیه. چرا در قبال آن رخدادِ غمبار آنهمه هیاهو و کمپاین و هشتک و اعتراض و انتفاد؛ ولی در قبال رخداد دوم از همان جنس، اینهمه سکوت و سکون و بیتحرکی و بیطپشی؟!
فرد تعیین شده با علم به این دو روز ریاست؛ تا میتواند از این موقعیت ایجاد شده توسط چوکی؛ نهایت سؤاستفاده، پر کردن حسابهای بانکی، حمایت از افراد خاص و جایگزینی فامیل خویش را سرلوحه کارش قرار میدهد تا هر زمان حکم برکناری و یا جابه جایی اش رسید،حسرت بدل نماند که از دسترخوان چپاول؛ خود و اطرافیانش را سیر نکرده است.
هزارهها در تمامی ولایات ناآرام در واحدهای ارتش مشغول خدمتاند و کمتر روزی است که جنازهی شهیدی به دهات بامیان و دایکندی و بهسود و شمال غزنی بازگردانده نشود. با وجود این اما واقعیت انکارناپذیر این است که در پستهای امنیتی، این مردم هنوز نامحرم و غیرخودی محسوب میشوند.
کسانی مثل حسنا جلیل و منیره یوسفزاده در سیاست قومی افغانستان عروسک دیگران در برابر جامعه هزاره هستند. هدف این است که از یک طرف مانع حضور موثر هزارهها در قدرت شوند و از سوی دیگر مانع این هم شوند که کسی نگوید هزاره در قدرت نیست.