درس پنجم| آزادگی
یکی از درسهای قیام امام حسین (ع) آزادگی و سربلندی است. ارزش آزادگی حتّی بیش از خود زندگی میباشد. انسان آزاده، آزادگی خود را به هیچ چیز این دنیا معاوضه نمیکند.
یکی از درسهای قیام امام حسین (ع) آزادگی و سربلندی است. ارزش آزادگی حتّی بیش از خود زندگی میباشد. انسان آزاده، آزادگی خود را به هیچ چیز این دنیا معاوضه نمیکند.
خروج کارکنان که این همه تدابیر سنگین لازم ندارد. سؤالی که به ذهن میرسد این است که امریکا به بهانه خروج امن کارکنان سفارت خود چه چیزهای را از کشور خارج میکند؟
امروز در جامعه افغانستان، خرد و درک جمعی مرده و بصیرت کور شده است و در غیرآن، امکان نداشت که گروهی عاری از بصیرت و خرد، دوباره بر مردم مسلط شود؛ گروهی که دو دزد را مجازات اما صد قاتل را آزاد میکند.
درس چهارم قیام امام حسین (ع) برای ما این است که در برابر دشمنان دین و ارزشهای انسانی از مرگ نهراسیم. جان را بدهیم و جانان را به دست آوریم. مرگ، از زندگیای در تحت ستم و با ذلّت و خواری بهتر است. در انتخاب مرگ نباید ترسید و نباید درنگ کرد. چنین مرگهایی، زندگی دایمی در پی دارد.
در بحبوحه این شکست ها و سقوط ولسوالی ها و مراکز ولایات، حکومت اشرف غنی توجه خاصی از خود نشان نمی دهد و وزارت دفاع افغانستان در عوض طی صحبت های رسمی بر تلفات تحمیل شده بر طالبان و قدرت نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان تاکید می کند.
جمهوریت در جنگ با دشمنانش شکست نخورد، بلکه توسط حلقه خبیثه و ستون پنجم، افرادی چون داوود لغمانی و هم نوعانش از درون متلاشی گردید.
این روزها که افغانستان مورد تهاجم سپاه یزیدی قرار دارند، فهم و تحلیل عمیقتری از حماسه عاشورا را ممکن و میسور ساخته است.
صدها سال است که عظمت و شکوه خراسان و نام و یاد خراسان از یادها رفته و از سر زبانها افتاده است؛ سرزمینی که بلخ بامی آن به قولِ ناصر خسرو – آن فرزند فرزانه بلخ – حکمتخانه بود؛ به تعبیر او، جای جای خراسان محل ادب و شعر و داستان ها بود.
تحویل دادن ولایت غزنی توسط لغمانی (والی مورد علاقه اشرف غنی) به طالبان بر اساس توافق، و سفر امن و اسکورت شده او از غرنی به کابل توسط طالبان، نشان داد که موضوع عمدی بودن سقوط مناطق به دست طالبان و تحویل دادن جغرافیا بر اساس یک طرح قبلی و توافق شده از سوی دولت به طالبان، توهم توطئه نیست و واقعی می باشد.
در روزگار ما پیمانکاران جنگ (آمریکا و ناتو) هر جایی را که اشغال میکنند، بیرون از فضای آکنده از دود و باروت، در آن دوردستها شَبَهی را به مردمان بومی نشان میدهند و بسیار وقیحانه نام آن را «گفتگوی صلح» میگذارند.