پاکسازی نرم شیعیان

  • انتشار: ۲۷ ثور ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 1دیدگاه
  • شناسه مطلب: 262116

حادثه بازداشت و لت‌وکوب حجت‌الاسلام حسین‌داد شریفی توسط طالبان را نمی‌توان یک درگیری شخصی یا سوءرفتار مأموران پایین رتبه این گروه دانست.

تکرار چند باره این واقعه نسبت به جمعی از علمای شیعه در کنار سایر اعمال محدودیت‌های طالبان بر شیعیان، نشان دهنده وجود یک روند شیعه ستیزی هدفمند  و برنامه ریزی شده توسط طالبان است.

در جنوب‌ لبنان هم شیعیان، توسط اسرائیل در معرض حذف قرار گرفته اند.
ممکن است آنچه که امروز بر سر شیعیان افغانستان می‌گذرد در ظاهر با آنچه که در جنوب لبنان می‌گذرد متفاوت به نظر بیاید، اما نقطه مشترک ساکنان غرب کابل و ساکنان جنوب لبنان‌ این است که هر دو، در معرض تلاش برای شکستن هویت و اراده شان قرار دارند.

طالبان از روز نخست بازگشت به قدرت  در پنج سال قبل، پروسه شکستن استقلال مذهبی شیعیان افغانستان را از طریق اعمال محدودیت‌ بر انجام مناسک (از جمله عزاداری بر سیدالشهدا)، منع تدریس فقه جعفری، جمع آوری کتب شیعی از کتاب‌خانه ها و… روی دست گرفتند و اکنون در آستانه ماه محرم، عمل به فقه جعفری را هم جرم‌انگاری کرده اند.

طالبان امروز بر خلاف طالبان دهه هفتاد که به دنبال کشتار مردم ما بودند، به‌دنبال مهندسی هویت‌ شیعیان اند.

هدف انها دیگر فقط کنترل جغرافیا نیست،  بلکه کنترل عقیده، مناسک، منبر و در صورت امکان تغییر مذهب شیعیان است.

ماجرای حسین‌داد شریفی از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند.

یک عالم شیعه به‌دلیل اجرای فقه جعفری احضار، تحقیر و لت‌وکوب می‌شود؛ زیرا طالبان، از مرحله تئوریزه سازی مخالفت با شیعه به مرحله عملی حذف شیعه وارد شده اند.

بنابراین هتک حرمت حسین داد شریفی، فقط برخورد با یک فرد نیست؛ حمله به حق شیعیان برای زیستن بر اساس مذهب خویش است.

طالبان به‌خوبی می‌دانند که حذف یک مذهب با خون‌ریزی مستقیم آغاز نمی‌شود.

آنها گامهای نخستین را در چند مرحله با کنترل مراکز دینی و مذهبی شیعیان و اعمال محدودیت بر مناسک مذهبی و ممنوعیت حضور در دانشگاه و… برداشته و اکنون با در هم شکستن حضور علمای شیعه، در نهایت جامعه را به جایی می‌رسانند که از ترس، هویت خود را پنهان کند.

این، همان پاکسازی نرم مذهبی است؛ روندی خزنده که شاید آمار کشتار جمعی نداشته باشد، اما هدف نهایی آن چیزی جز استحاله و حذف هویت شیعی نیست.

کاری که اسرائیل در لبنان با هواپیما و موشک انجام می‌دهد، طالبان در افغانستان با پاکسازی نرم مذهبی انجام می‌دهند.

در این میان، سکوت و انفعال نهادهایی که نام «نمایندگی شیعیان» را یدک می‌کشند، شرم‌آورتر از رفتار طالبان است.

شورای علمای شیعه و شورای عالی شیعیان مدت‌هاست که به‌جای دفاع از کرامت و حقوق جامعه شیعه، به بخشی از سازوکار مدیریت بحران طالبان تبدیل شده‌اند.

هر بار که محدودیتی از سوی طالبان بر شیعیان اعمال میشود، این نهادها به‌جای ایستادن در کنار مردم، نقش میانجی‌های مطیع را بازی می‌کنند. 
گویا مأموریت اصلی‌ این نهادها، آرام نگه داشتن جامعه شیعه است نه دفاع از آنها.

وقتی نهادهای مذهبی که مدعی نمایندگی از شیعیان هستند، به‌جای مقاومت در برابر اعمال شیطانی طالبان، به محافظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی پناه ببرند، نتیجه چیزی جز عادی‌سازی تحقیر نخواهد بود.

طالبان امروز یک عالم شیعه را به جرم اجرای فقه خود لت‌وکوب می‌کند و فردا از شیعیان خواهد خواست که برای حفظ امنیت، از هویت مذهبی خود نیز عقب‌نشینی کنند.

تاریخ بارها نشان داده است که استبداد،  هیچ‌گاه به «حداقل‌ها» قانع نمی‌شود. سکوت امروز، فقط هزینه حذف فردا را کمتر می‌کند.

جامعه شیعه افغانستان اکنون بیش از هر زمان دیگر در برابر یک پرسش سرنوشت‌ساز قرار دارد: آیا قرار است به یک اقلیت خاموش و مدیریت‌شده تبدیل شود، یا هنوز اراده‌ای برای حفظ استقلال مذهبی و کرامت تاریخی شیعیان باقی مانده است؟

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *