امنیتی که فقط در روایت رسمی وجود دارد!

  • انتشار: ۲۷ ثور ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 2دیدگاه
  • شناسه مطلب: 262124

طالبان با یک وعده روشن به قدرت برگشتند: تأمین امنیت. این وعده، برای بسیاری از مردم خسته از جنگ، مهم بود. اما آنچه در هفته‌های اخیر در نقاط مختلف افغانستان رخ داده، نشان می‌دهد که فاصله میان «امنیت اعلام‌شده» و زندگی واقعی مردم، هر روز بیشتر می‌شود.

در ماه گذشته، یازده غیرنظامی در برابر یک زیارتگاه شیعیان در هرات تیرباران شدند. رویدادی سنگین و تکان‌دهنده بود، اما آن‌گونه که باید، پاسخ رسمی و روشن از سوی طالبان در پی نداشت. هنوز برای بسیاری از خانواده‌ها و شهروندان این پرسش باقی است که چه کسی مسئول بود و چرا چنین جنایتی بی‌پاسخ ماند.

چند هفته بعد، خبر کشته‌شدن لیلما مفتون، زن کارآفرین بدخشانی، منتشر شد. او روز ۱۷ ثور، هنگام رفتن به محل کارش در اشکاشم، با سلاح شکاری هدف قرار گرفت و جان باخت. تاکنون مسئول این قتل شناسایی نشده و گزارش‌های منتشرشده درباره آن نیز پراکنده و محدود مانده است.

در همین روزها، اجساد دو زن از دامنه تپه‌ای در حوالی جاده مارشال فهیم کابل پیدا شد. نه هویت آنان روشن شد، نه توضیح قانع‌کننده‌ای درباره چگونگی مرگ‌شان ارائه گردید. همزمان، خبرهایی از کشته‌شدن یک دختر ۱۲ ساله در بدخشان، ناپدیدشدن یک پسر ۱۳ ساله در تخار و قتل یک بزرگ قومی در ننگرهار نیز منتشر شد.

این رویدادها را نمی‌توان صرفاً چند حادثه جداگانه دانست. کنار هم که گذاشته شوند، تصویری نگران‌کننده از یک ماه افغانستان زیر حاکمیت طالبان به دست می‌دهند؛ تصویری که در آن خشونت اتفاق می‌افتد، اما پاسخ‌گویی کمتر دیده می‌شود.

مسئله فقط خودِ جنایت‌ها نیست؛ مسئله سکوت پس از آن‌هاست. طالبان امنیت را یکی از اصلی‌ترین دستاوردهای خود معرفی می‌کنند، اما امنیتی که فقط در بیانیه‌ها وجود داشته باشد و در برابر خون مردم پاسخ ندهد، برای جامعه قناعت‌بخش نیست.

در افغانستان امروز، رسانه‌ها با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو هستند، خبرنگاران با فشار کار می‌کنند و خانواده‌های قربانیان اغلب ترجیح می‌دهند سکوت کنند؛ نه از سر رضایت، بلکه از ترس هزینه‌ای که حرف‌زدن ممکن است داشته باشد. وقتی فضا چنین باشد، بسیاری از پرونده‌ها نه پیگیری می‌شوند و نه به نتیجه می‌رسند. جنایت رخ می‌دهد، چند روز درباره آن صحبت می‌شود و بعد در ابهام گم می‌شود.

در این میان، زنان بیش از دیگران آسیب‌پذیر مانده‌اند. لیلما مفتون زنی بود که کار می‌کرد و در مسیر رفتن به کار هدف قرار گرفت. دو زنی که در کابل پیدا شدند، هنوز حتی نام و هویت روشن ندارند. در جامعه‌ای که زنان با محدودیت‌های سنگین روبه‌رو هستند، بی‌پاسخ‌ماندن خشونت علیه آنان معنای تلخ‌تری پیدا می‌کند.

طالبان شاید خود را حکومتی بدانند که امنیت آورده است، اما امنیت تنها به معنای نبود جنگ در خیابان‌ها نیست. امنیت یعنی شهروند بداند اگر کشته شد، ناپدید شد یا قربانی خشونت شد، حکومتی وجود دارد که پاسخ می‌دهد، تحقیق می‌کند و عدالت را دنبال می‌کند.

وقتی زائران در هرات کشته می‌شوند و پاسخ روشنی داده نمی‌شود، وقتی لیلما مفتون هدف قرار می‌گیرد و عاملان آن ناشناس می‌مانند، وقتی دو جسد زن در کابل پیدا می‌شود و پرونده‌شان در سکوت فرو می‌رود، دیگر نمی‌توان فقط از ناامنی حرف زد. این یک بحران بی‌پاسخی است.

حکومتی که در برابر چنین چرخه‌ای پاسخ‌گو نباشد، تنها با پرسش امنیت روبه‌رو نیست؛ با پرسش مشروعیت روبه‌روست.

زهرا موسوی

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *