تحجر و واپسگرایی
در ترکیب دولت طالبان، رئیس اجرایی یا قوهی مجریه با عنوان رئیس الوزراء مشخص شده است، یعنی اینکه ما از نگاه ادبیات روزمره هم به قرن نوزده میلادی و دوران عبدالرحمان در افغانستان و دوران قاجار در ایران برگشتهایم.
در ترکیب دولت طالبان، رئیس اجرایی یا قوهی مجریه با عنوان رئیس الوزراء مشخص شده است، یعنی اینکه ما از نگاه ادبیات روزمره هم به قرن نوزده میلادی و دوران عبدالرحمان در افغانستان و دوران قاجار در ایران برگشتهایم.
به نظر من افغانستان در سال های آینده ممکن است به یک مکان متفاوت و تغییر یافته تبدیل شود و دلیل اصلی آن هم مشارکت فعال بازیگران منطقه در این کشور می باشد.
برخی منابع از وجود اختلافات شدید میان دو طایفه درانی و غلجایی طالبان در خصوص انتقال پایتخت از کابل به قندهار خبر می دهند.
دادن این کمکها به گروه غیر مسئول طالبان مانند این است که گربه را امین بر گوشت قرار دهیم. یا همان مثل معروف هزارگی “دنبه را د گردون پیشی اوزو کنیم”
به باور من مقاومت احمد مسعود در پنجشیر هرچند اکنون با دخالت پاکستان تضعیف گردید، ولی این مقاومت همچنان یک نقطه امید برای آزادیخواهان در کشور هست.
آنچه در این تصویر خیلی واضح است، نگاه شهوتآلود و جنسیتزده طالبان به زن است. از منظر طالبان، زن یعنی تن. آنها زن را به تنانگیاش فرومیکاهند و روح انسانیاش را نمیبینند.
جمعیت شناسان برآورد کردند جمعیت کل پشتون ها شصت تا هفتاد میلیون نفر می باشد که بخش عمده آن هم اکنون در پاکستان زندگی می کنند.
چه عاملی به جز عامل قوم، می تواند دلیل این رفتار دوگانهی طالبان کرام باشد ؟
حالا در افغانستان وزن این شتر مست و وحشتی بر گردن مردم افتاده و به احتمال قوی به زودترین فرصت ممکن گردن جنگی شان با حکومت پنجاب شروع میشود!
از دیدگاه جریان اصولگرای ایران، گروه طالبان یک نیروی مردمی و ملی افغانستان است در حالی که اگر واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم، جنگجویان طالبان نه نیروی ملی بلکه نیروی محلی و بومی بوده که قدرت را به زور تصاحب کردهاند.