روس ها در وضعیت فعلی جنگ اوکراین که با امریکایی ها و اروپایی ها در خصومت خونین قرار گرفته اند، به طالبان که افغانستان را در تسلط خود دارند، چشم دوخته اند تا از طریق آنها این حیات خلوط خود را آرام و با ثبات نگهدارند.
مقام های آمریکایی با اظهارات غیرمسئولانه و بی شرمانه انگشت اتهام را بسوی دلقکان و مزدوران خود اشاره می کنند و خود را از عامل اصلی بودن این جنایت ها برائت می دهند.
چالاکان در پیتعقیب اهداف شخصی خود هستند، پس بیجهت نباید اراده مردم را وارد این ماجرا کرد و بین مردم در جانبداری یا عدم جانبداری از طالب، دعوا راه انداخت. تا حقوق اساسی مردم ما در نظر گرفته نشود، مردم ما بهصورت کلی، هیچ میانهی با طالب و حکومت طالبانی ندارند.
به قول مرحوم بلخی تا زمانی که «تفکر» در این جغرافیا ممنوع باشد، و جامعه اسیر «جهل مقدس» باشد و «آزادی» و «انتخاب» جای گزین «قیمومیت» دینی و سیاسی نگردد، روزگار ما هم چنان سیر قهقرایی را خواهد رفت.
واقعا ممکن بود هر چیزی را تصور کنیم جز اینکه ببینیم کافری از آنسوی دنیا بیاید که از حاکمان مسلمان! این سرزمین خواهش کند: “بگذارید به فقیران تان کمک برسانیم” و اینها بگویند همان که گفتیم …!
در رویا رویی سیاسی و نظامی طالبان با پاکستان، جبهه مقاومت و دیگر مخالفان طالبان ناچار خواهند شد بین قدرت و مملکت یکی را انتخاب کند. اگر دولت را انتخاب کردند حتما در همکاری با پاکستان (حتی بصورت غیر مستقیم) طالبان را ضربه زده و انتقام خودشان را خواهند گرفت و در نهایت ممکن به قدرت برگردند.
درست وقتی نصف جامعه از تحصیل و رفتن در دانشگاه محروم شده و ملت واقعا از این بابت عزاردار است، این نمایشهای سیاسی و استفاده از ملاقات با مراجع، دقیقا به معنی مشروعیت بخشیدن به این تصمیم بوده و چون رقص برجنازه ملت است.