جامعه هزاره به معنای فرهنگی آن، یک جامعه خودزن و چندپاره است. قشرهای مختلف در درون این جامعه، به جای اینکه مطالبات حقطلبانه خود را پیگیری نمایند و علیه تبعیض جانکاه، مبارزه کنند، به بهانههای واهی، یقه همدیگر را پاره میکنند.
در اوضاع کنونی که تیم های مذاکراتی حکومت و طالبان دردوحه قطر مشغول توافق روی کار شیوه مذاکرات هستند، به طبع تمام توجهات حکومت افغانستان و جامعه جهانی نیز به صلح با طالبان دوخته شده است.
جامعه هزاره با استفاده از فضایی نسبتا باز پسا طالبانی و به وجود آمدن صفحه جدید به نام دهه دمکراسی، در بازی قدرت و منازعه سیاست یک تکانه ای را احساس نموده، مزه حضور در قدرت و ثروت را به اندازه اندک تجربه کردند!
با وجود اینکه پیگیری حقوقی این ترور در سازمان ملل، میتواند یکی از گزینههای اقدام ایران باشد اما عدم واکنش متناسب و پاسخ دیرهنگام میتواند پیامدهای جبرانناپذیر امنیتی و دفاعی در پی داشته باشد که حتی میز مذاکرات نیز از تبعات آن مصون نخواهد ماند.
برای اولین بار کسی پیدا شده است که در برابر مافیای قدرت و ثروت که بهنام فرماندهان جهادی، کمکهای جامعه جهانی و سرمایهی ملی را غارت و برای خودشان قصرها، شهرکها و کندکهای نظامی ساختهاند، ایستاد شده است تا جلو قانونشکنی آنها را بگیرد.
تروریسم هنوز هم یک تهدید جدی برای مردم جهان است و تحمل تروریسم باعث از بین رفتن نظم جهانی و به بار آمدن مصیبت برای مردم جهان می شود. جامعه جهانی باید متحد و یکصدا همه اقدامات تروریستی، از جمله تروریسم دولتی را محکوم و به طور مشترک مخالفت را بر هرگونه اقدام خطرناک و تنش زا در خاورمیانه اعلام کند.