بازگشت آرام آمریکا از دروازه طالبان

  • انتشار: ۸ اسد ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 1دیدگاه
  • شناسه مطلب: 272200

در هیاهوی نبرد ایران و آمریکا، تحولات افغانستان در سکوت در حال رقم خوردن است؛ تحولاتی که شاید در آینده، آثار آن بیش از آنچه امروز تصور می‌شود، آشکار گردد.

پسرعموی ملاهبت‌الله، رهبر طالبان، که تابعیت آمریکایی نیز دارد، از مدتی پیش به افغانستان بازگشته است. برخی منابع آگاه معتقدند او صرفاً برای دیدارهای خانوادگی یا اقامت شخصی به افغانستان نیامده، بلکه مأموریتی فراتر از این بر عهده دارد؛ مأموریتی که از نگاه برخی ناظران، بی‌شباهت به نقشی نیست که زلمی خلیل‌زاد در مقاطع مختلف تاریخ معاصر افغانستان ایفا می‌کرد؛ یعنی ایفای نقش یک واسطه و تسهیل‌گر میان طالبان و ایالات متحده.

اگر این ارزیابی درست باشد، حضور چنین فردی می‌تواند هم کانالی مطمئن برای تأمین بخشی از منافع آمریکا در افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان باشد و هم اطمینان خاطر لازم را برای رهبر طالبان در مسیر هرگونه تفاهم احتمالی با واشنگتن فراهم سازد.

هم‌زمان، اقامت امیرخان متقی در دوحه نیز پرسش‌های فراوانی را برانگیخته است. او که برای شرکت در مراسم بزرگداشت امیر پیشین قطر راهی دوحه شده بود، بیش از دو هفته در این کشور ماند. هرچند دلیل رسمی این اقامت، پیگیری وضعیت درمانی وی عنوان شد، اما برخی منابع مدعی‌اند که در این مدت، گفت‌وگوهایی غیرعلنی با طرف آمریکایی نیز در جریان بوده است؛ ادعایی که تاکنون به صورت رسمی تأیید نشده است.

با توجه به شرایط جدید منطقه، تشدید تنش میان ایران و آمریکا و نیاز احتمالی واشنگتن به بازتعریف آرایش نظامی خود، این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت که موضوع استفاده مجدد از برخی پایگاه‌های هوایی افغانستان، در قالب توافقی محدود، یکی از محورهای این رایزنی‌ها باشد.

آمریکا همچنان به زیرساخت‌های نظامی افغانستان نیازهای راهبردی دارد و از سوی دیگر، اگر ملاهبت‌الله بتواند در برابر چنین توافقی امتیازات قابل توجهی به دست آورد، بعید نیست بتواند همانند توافق دوحه، توجیه سیاسی و شرعی لازم را برای پذیرش آن در میان بدنه طالبان فراهم کند.

در چنین سناریویی، نقش پسرعموی آمریکایی ملاهبت‌الله، به عنوان فردی که ظاهراً امکان برقراری ارتباط با هر دو طرف را دارد، می‌تواند بسیار تعیین‌کننده باشد.

از زاویه‌ای دیگر، واگذاری چنین نقشی به یک چهره جدید، این گزاره را نیز تقویت می‌کند که آمریکا برای مدیریت تحولات افغانستان، تنها بر مهره‌های قدیمی خود تکیه نکرده است.

سال‌هاست در محافل اطلاعاتی و امنیتی، از سناریویی با عنوان «پروژه مدغم‌سازی» یاد می‌شود؛ پروژه‌ای که هدف آن، ادغام تدریجی نیروهای تکنوکرات و عناصر مورد اعتماد غرب در ساختار حاکمیت طالبان، بدون حذف هسته سنتی این گروه است

بر اساس این تحلیل، قرار نیست طالبان از سوی آمریکا کنار گذاشته شود، بلکه قرار است به مرور، ساختار حاکمیت آن با ورود نیروهای جدید، چهره‌ای متفاوت و قابل تعامل‌تر برای غرب پیدا کند.

اگر این تحلیل را مبنا قرار دهیم، بازگشت پسرعموی آمریکایی ملاهبت‌الله می‌تواند نشانه‌ای از ورود این پروژه به مرحله‌ای تازه باشد؛ مرحله‌ای که برخلاف گذشته، نه با چهره‌های شناخته‌شده و فرسوده سابق، بلکه با نسلی جدید، کم‌حاشیه و مورد اعتماد هر دو طرف دنبال خواهد شد.

در کنار همه این نشانه‌ها، گزارش‌هایی نیز منتشر شده که از بازسازی تدریجی قطعات ۰۱ و ۰۲ ــ قطعات ویژه‌ای که در دوران جمهوری، با حمایت و نظارت مستقیم آمریکا فعالیت می‌کردند ــ حکایت دارد. بر پایه این گزارش‌ها، بخشی از همان نیروها و سازوکارها، این بار در چارچوب حاکمیت طالبان در حال سازمان‌دهی مجدد هستند.

اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشد، می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری الگوی تازه‌ای از همکاری امنیتی میان طالبان و آمریکا باشد؛ الگویی که برخلاف گذشته، نه در قالب حضور مستقیم نیروهای آمریکایی، بلکه از طریق ساختارهای بومی و با هزینه سیاسی کمتر دنبال خواهد شد.

اگر این نشانه‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، شاید افغانستان در آستانه مرحله‌ای تازه از روابط طالبان و آمریکا قرار گرفته باشد؛ مرحله‌ای که در آن، هدف دیگر خروج از افغانستان نیست، بلکه مدیریت این کشور از طریق همکاری‌های غیرمستقیم، ساختارهای بومی و بازیگران جدید خواهد بود. درستی این فرضیه را باید تحولات ماه‌های آینده روشن کند.

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *