مصالحه ملی یا هویت تحمیلی؟!
سیاست اغفال و تحمیل سیاستی است که همواره قدرت طلبان و انحصار گرایان از آن برای رسیدن به اهداف اصلی و استراتژیک خویش بهره برده اند و میبرند.
سیاست اغفال و تحمیل سیاستی است که همواره قدرت طلبان و انحصار گرایان از آن برای رسیدن به اهداف اصلی و استراتژیک خویش بهره برده اند و میبرند.
مذاکرات قطر را می توان از لحاظ اهمیت استراتژیک و نتایج سیاسی ـ ساختاری تاحدود زیادی با اهمیت مذاکرات بن مقایسه نمود. مذاکرات بن، به توافقی منجر شد که از لحاظ سیاسی وساختاری فصل تازه ای درحیات سیاسی و مناسبات قومی و بنیادهای فرهنگی ـ اجتماعی جامعه ی افغانستان گشود.
حذف هدفمند و سازمانیافتۀ زبان فارسی در افغانستان، نشانگان برجستۀ همسویی حکومت و طالبان در جبهۀ فرهنگی است.
ملت خواهان نظام جمهوری است. جمهوریتی که “جمهورِ” شهروندان در آن حرمت و اصالت و مالکیت و فاعلیت داشته باشند.
والى ننگرهار ( همان امرخیل معروفِ سابقه دار ) اعلام کرده که توزیع دو میلیون پشه خانه را براى مردم این ولایت آغاز کرده است.
آنچه سیداکبر آقا درباره مذمت درج اسم مادر در تذکره الکترونیک گفته است، فرهنگ محیط و جامعه خود را ترجمه کرده است.
بر پایهای احتمالات و گمانهها، حتی در صورتِ موفقیتِ مذاکرات قطر و برقراری صلح میان دولت و جناحِ غالبِ طالبان، باز هم افراطگرایی و خشونت و ترور و ناامنی از این سرزمین برچیده نخواهد شد.
دو ایدئولوژی عمده و ریشه دار، ظرفیت هاى اصلى و عوامل مهم جنگ در افغانستان مى باشند: ایدئولوژى افراطیت و ایدئولوژى تبعیض و نابرابرى.
طالبان در مذاکرات قطر تهیدستاند، با وجود این، تنها نقطهای که منطقشان تا حدی میبرد، فسادآلودگی نهادهای دولتی است و چه بسا با این حربه در باب برتری امارت بر جمهوریت داد سخن دهند؛ نقطه ضعفی که به مثابهی پاشنهی آشیل ما عمل میکند.
این روزها مذاکرات صلح حکومت با گروه طالبان در قطر دغدغه مردم و سخن روز است. مهمترین پرسشی که ذهن همگان را به خود مشغول کرده این است که آیا این مذاکرات صلح و امنیت برای افغانستان به ارمغان خواهد آورد یا نه؟