این آمار تجارتی و اقتصادی و داده های عینی زیر بنای تحلیل و شناخت روابط دو کشور را میسازد. حداقل یک افزار مهم در دست تحلیلگران است، نه تویت های شبانه روزی مشاور ارشد اشرف غنی که برای جلب رضایت قدرتمندان واقعی و متعصبین قومی، احساسات ضد ایرانی را تقویت میکند، و برای این کار معاش بلند دریافت میکند.
ماندن یا رفتن؟ تصمیم نهایی به طور عمده به لوید آستین، وزیر دفاع امریکا، بستگی دارد، اینکه وی تا چه حد بتواند بر جنگ طلبان کم تجریه کاخ سفید که به باختن جنگ ها به ویژه جنگی که سال های سال طول کشیده حساسیت دارند، فائق آید و بر اسلحه سازانی که ده ها سال از جنگ های طولانی سود برده اند غلبه نماید.
دور زدن پروسه دوحه و برگزارى نشست انقره که همه نقش ها را قدرت ها خواهند داشت، نسخه دقیق و محکمى براى حل منازعه افغانستان نیست چون مبتنى بر گفتاورد داخلى صلح نمى باشد. نشست انقره زمانى مفید است که در فرجام مذاکرات معطوف به نتیجه دوحه برگزار شود.
این یک نکته بنیادی و قابل درک است که چرا امریکا در ۲۰ سال گذشته مطابق میل پشتونها در افغانستان بازی کرده است. عناصر تمامیت خواه پشتون با انحراف مصوبات اجلاس بن و احیای مناسبات قبیله ای گذشته افغانستان در صدد بودند، تا افغانستان را به گذشته برده و زمینه حاکمیت استبدادی گذشته پشتون ها را در افغانستان فراهم نمایند.
در دیدار تاریخی نجف، دو رهبر دینی به دغدغههای خود نیز اشاره کردهاند. آیتالله سیستانی به رنجی اشاره کرده که انسانها از فقر، سرکوب، تبعیض و نبود آزادی و عدالت اجتماعی میکشند. وی به خصوص از فقر، جنگ، خشونت، آوارگی مردم مظلوم فلسطین یاد کرده است.
بهنظرم در ایجاد رخدادهای این پنجاه سال اخیر، که غالبا تلخ و ترسناک است، یک نکته از جانب مردم و ملت برجسته است و آن گریز از اکنونبد به سوی آینده نامعلوم است.
این سه جریان نامبرده و ضلع چپی دوستان شهید مزاری اگر چه از نظر نژادی با ضلع پشتونیزم دوستان شهید مزاری دچار مشکل بودند ولی در ضدیت با پیشینه مبارزاتی سران حزب وحدت در منطقه و در ضدیت با همسویی سران حزب وحدت با محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران و نیز در همسویی با نگاه غربی به امور کشور، کاملا با ضلع پشتونیزم همگام بودند.
اگر به واقع تروریسم، تهدیدی جهانی است، افغانستان از کدام کشور در مصاف با تروریسم قربانی کمتر متحمل شده و میشود؟ جنگ جاری، جنگ دولت افغانستان با یک گروه شورشی نه بلکه با تروریسم بینالمللی است.
هویت زن، هویت جامعه است و ارزش نهادن به زن و تکریم فضایل، کمالات و خدمات مستمر او، در واقع ارزش گذاشتن به کل جامعه و ارج نهادن به همه زیبایی های انسانی است.