وز عجیبی بود این ۵ شنبه آخر سال ۱۳۹۹. در آستانه نوروز و پا گذاشتن به سده نو، در حالیکه در بلخ آمادگی افراشتن پرچم علی را میگیرند، امپراتور بلخ پرچم خود را برای تسخیر قدرت سیاسی در افغانستان بلند نمود و “حزب” مسعود و ربانی را دو پاره نمود.
عدم حضور ایران و هند، دو کشور مهم که دعوت شده بودند، نشان میدهد که عدم اعتماد به “پلان صلح” امریکا، عدم اعتمادی که ناشی از بقدرت رسیدن طالبان است، خیلی زیاد است.
مسکو دولت کنونی افغانستان را مستقل نمی داند و تلاش می کند بین تمام نیروهای مختلف در افغانستان تعادل ایجاد کند تا اگر یکی از آنها سقوط کرد، روسیه نفوذ و تاثیر خود را حفظ کرده باشد.
این که هیئت حقیقتیاب خود حکومت اعلام میکند چهل نفر شهروندی را که فدایی کشته و زخمی کرده ملکی و غیر نظامی بوده و در عین حال او را ارتقای رتبه میدهد، اعلام آشکار جنگ علیه مردم هزاره است.
چهل دو سال است که افغانستان در آتش جنگ میسوزد و بزرگان سیاسی این کشور، در مقاطع مختلف در طی این چهل دو سال، برای رسیدن به صلح؛ یا بخاطرِ ختم جنگ بدنبال یک نسخه ای مطلوب گاهی در غرب و گاهی در شرق میدوند. امروز بزرگان سیاسی در جایی برای بدست آوردن نسخه ای صلح عزم سفر کردند که؛ درست چهل دو سال پیش نسخه ای جنگ از از همین آدرس در این سرزمین فرستاده شد.
دیدار پاپ فرانسیس با آیتالله العظمی سیستانی رخدادی بزرگ در سال جاری بود. در هنگامهای که خاورمیانه دچار درگیریهای فرقهای – قومی و بیثباتی مزمن است، این دیدار حتی در اندازه نمادین برای منطقه، جامعه زخمی عراق و گفتوگوی بینالادیان راهگشا بود.
باور اسلام آباد این است که پروسه صلح افغانستان سخت و دشوار است اما غیرممکن نیست. در تازه ترین اقدامات برای ایجاد نوعی توافق صلح کارآمد در افغانستان، پاکستان سخت تلاش می کند مطمئن شود این حرکات تازه همچون موارد قبلی با ناکامی مواجه نگردد.
همچنانکه پیروزی امریکا و حضور دایمی این کشور در افغانستان برای قدرتهای منطقهای قابل قبول نبوده و نیست؛ آنها حکومت مذهبی افراطی طالبان را نیز برنمیتابند. این کشورها راهحل سوّمی را تعقیب میکنند که در آن نه امریکا سلطه کامل داشته باشد و نه طالبان حکومت انحصاری ایجاد کند. این راهحل ارزش امتحانش را دارد.