فقدان اعتماد ملی
علیرغم شعارهای پرشدومد، فساد همچنان غوغا میکند، شکافهای قومی عمیقتر گردیده و امید به آیندهی بهتر تنزلی چشمگیر یافته است.
علیرغم شعارهای پرشدومد، فساد همچنان غوغا میکند، شکافهای قومی عمیقتر گردیده و امید به آیندهی بهتر تنزلی چشمگیر یافته است.
“پلیس محلی” تجربه ناکام و توطئه حلقه خاص در ارگ برای جلوگیری از تشکیل “خیزش مردمی” و نیروی دفاعی مستقل در شمال است. برای شمال یک نیرویی در قبال طالبان لازم است.
برای ما در آینده، سه راه بیشتر وجود ندارد …
انتظار جدی میرود که هماهنگی و همدلی به وجود آمده، حفظ و تقویت شود و با تداوم تغییرات و تبدیلات اخیر، حضور متوازن و معنادار تمام اقوام و اقشار اجتماعی و سیاسی، در ساختار ادارات نظامی و اداری کشور فراهم گردد.
طالبان با همان توحش و سوادی که از آنها سراغ داریم اکنون فهمیده است که بدون برقراری مناسبات سازنده با ایران نمی تواند در افغانستان کاری از پیش ببرد اما متاسفانه پرفسورهای پرمدعای ما هنوز مشغول فحش دادن به ایران هستند انهم به این دلیل مسخره که مثلا رائفیپور فلانگپ را گفته است.
خوب است در آغاز معیارهای شکست و پیروزی را در چند جمله کوتاه مشخص کنیم و بعد برسیم به پاسخ این پرسش که آیا به راستی امریکا در افغانستان شکست خورده است؟
طالبان و حامیان قبیلهای حد اکثر ۱۰٪ جمعیت افغانستان را شکل میدهند. گیریم که در یک فرض محال تمام قوم خود را هم بسیج کنند باز هم حد اکثر یک سوم جمعیت افغانستان قدرت بلعیدن لقمهای به بزرگی دو سوم جمعیت آن را ندارند.
زمان اقدام سریع و قاطعانه برای دفاع از کشور، نظام جمهوری و شکست مخالفان همین اکنون است، اگر نه با توجه به روند فعلی جریان تحولات و توازن قدرت، فاتحه جمهوریت خوانده است!
با خروج نیروهای خارجی، طرف های جنگ در افغانستان حالا مشخص تر و شفاف تر شده اند؛ یک طرف مردم، نظام، ارزش ها و مدنیت است و سوی دیگر، طالبان؛ جهل، تاریکی، تخریب و توحش.
با خروج نیروهای امریکایی و بین المللی از افغانستان و پیشروی های سریع طالبان از افغانستان، تعدادی از بازیگران خود را در فاز بعدی بحران قرار می دهند.