مهندسی آموزشی
جامعه عقبمانده، همواره در چنبره افراط و تفریط گرفتار است و از ضعف مدیریتی، رهبری و سیاستگذاری رنج میبرد. محیط علمی یک جامعه عقبمانده نیز متعلق بههمان جامعه است و رها از افراط و تفریط و ناکارآمدی سیاستگذاری نیست.
جامعه عقبمانده، همواره در چنبره افراط و تفریط گرفتار است و از ضعف مدیریتی، رهبری و سیاستگذاری رنج میبرد. محیط علمی یک جامعه عقبمانده نیز متعلق بههمان جامعه است و رها از افراط و تفریط و ناکارآمدی سیاستگذاری نیست.
اگر کسی از نقش ویرانگر کشورهای ثروتمند عربی و حمایت مرموزانه برخی از کشورهای غربی در راهاندازی ماشینکشتار، وحشت وبربریتِ داعش سخنبگوید و در این میان از سهم برجسته ایرانیان، حال بههر نیتی که بوده، در متوقف کردن این ماشین آدمخوار و سفاک، کلامی بهمیان آورد، این بهمعنا طرفداری از ایران و شمنی با عربستان نیست.
مرگ جانسوز زهرا خاوری، یکی از صدها حادثه غم انگیز و سرنوشت شوم انسان های اسیر و گرفتار در این جغرافیای ستم و بی عدالتی و انسانیت گریز است. تاریخ سیاسی و اجتماعی این جغرافیا از ارگ قدرت تا مراکز علمی و دانشگاهی، از وزارت خانه ها تا نهادهای حکومتی و غیرحکومتی در دوره های مختلف، بخصوص در سال های اخیر گواهی می دهد که جنایت ها و ستم های بی شماری برزنان و دختران و در واقع بر انسانیت رفته است.
بودجه ملی سالانه افغانستان، مبلغ پنجمیلیارد و یک صد میلیون دالر است. این مبلغ برابر است با سود 23 روزه شرکت اپل. سود این شرکت چیزی بیش از ششمیلیارد و پانصد هزار دالر در ماه است.
بامیان از مدتها بدینسو در محراق توجه جریان سکولار بوده است. از همان آغاز و بسیار آگاهانه برای این ولایت خوابهای زیادی دیده بودند.
در یک نظرسنجی که صدای آمریکا یا «voa» روی سایت «فارسی» و «پشتو»ی خود گذاشته، حقایقی آشکار شده است که بیش از پیش چهره زبانستیزان را عریان کرده است.
حملهی بعداز ظهر دیروز به گردهمایی شماری از سیاسیون افغان در منطقه «خیرخانه» شهر کابل، بیش از پیش گمانهزنی درباره هویت عاملان چنین حملاتی را افزایش داد.
سالها پیش فردی آگاه و سرد و گرم روزگار چشیده برایم گفت: “قانون” اگر برای کشورهای فرنگ “نظم” و “سهولت” آورده است، در کشورهای عقب مانده برای “قاپیدن” یا دزدیدن “نان” مردم است.
در چند دهه اخیر برخی از روشنفکران و سیاست دانان چنین میپنداشتند و تبلیغ میکردند که دوران استعمار و حیلههای استعماری سپری شده است. سخن گفتن از استعمار و نقشههای شوم آن سخن تاریخ گذشته است و مربوط به تئوری توطئه. در جهان جدید که بشر بسوی مدنیت و یکسان سازی پیش میرود این حرفها جایی و منزلتی ندارد .
راستش را بخواهید، من نفهیدم این شعر از مولانا، فارسی است یا دری؟ اصولا باید اینگونه پرسید که آیا مولوی، سنایی، رودکی ناصر خسرو، به فارسی شعر سرودهاند یا دری.