شرّی که شاید به خیر مردم و کشور باشد

  • انتشار: ۱۰ سرطان ۱۴۰۵
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 267874

تعطیلی تلوزیون شیعی تمدن و مسدود کردن مدرسۀ بزرگ خاتم النبیین، بیش از اینکه توجیه یا انگیزۀ قانونی یا شرعی داشته باشد، نوعی انتقام‌گیری و تسویه حساب با شیعیان و جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. طالبان نیک می‌دانند که تمدن و خاتم النبیین، مورد حمایت ایران و مراجع قم و نجف هستند.

امارت طالبان با درک این نکته که جمهوری اسلامی اکنون شدیداً با امریکا و اسرائیل و اعراب و اروپا درگیر است و فرصت پرداختن به مسائل افغانستان را ندارد؛ تصیم گرفته‌ است با استفاده از این فرصت بی‌نظیر، مراکز دینی و مذهبی شیعیان را مورد هجمه قرار دهد و به گمان خود، مراکز نفوذ ایران را متلاشی کند.

در شرایط حاضر، دولت و ارتش پاکستان، تمام قد در برابر این گروه ایستاده‌اند و از مخالفان طالبان حمایت می‌کنند. امید می‌رود اِعمال این سرکوب‌ها و محدویت‌ها علیه مراکز شیعی و مبارزه با نفوذ ایران، مسئولین جمهوری اسلامی را با واقعیت‌های افغانستان و ماهیت واقعی طالبان آشنا سازد.

هرگاه جمهوری اسلامی ایران و کشور پاکستان (دو همسایۀ کلیدی و تأثیرگذار بر افغانستان)، همسو و هماهنگ، خواهان تغییر رژیم طالبان باشند و از مخالفان آنها حمایت کنند، بدون تردید رژیم طالبان دوام نخواهد یافت.

این سرکوب‌ها و مسدودیت‌ها، شرّی هستند که شاید به خیر مردم و کشور منتهی شود.

علی نجفی (مسیح ارزگانی)

نظرات(۱ دیدگاه)

  1. محمدعلی
    (۱۹ سرطان ۱۴۰۵)

    دشمنی با فرهنگ و مذهب
    (درنگی بر علل بسته شدن تلویزیون تمدن و مدرسه علمیه خاتم النبیین ص)
    محمدعلی علیزاده – فارغ التحصیل مدرسه خاتم النبیین ص
    اشاره؛ چندی قبل، دقیقا دو روزه مانده به روز عاشورا، نیروی طالبان به استودیوی شبکه تلویزیونی تمدن ریختند و پس از لحظاتی با استفاده از زور، این شبکه را که میلیونها بیننده داشت، قطع کردند و چندی بعد، وارد حوزه علمیه (مدرسه) خاتم النبیین شدند، مسجد، کتابخانه و بخش‌های مهم مدرسه را مُهر و لاک کردند.
    هرچند انتظار دیگری از طالبان نمی‌رفت چون نظام که روی کار آوردند، نظامی به شدت بسته و غیر قابل انعطاف بوده و افرادی که روی قدرت رسیدند اکثریت مطلق آنان از کوه‌ها و درّه‌ها وارد سیاست شدند و اما چرا جرأت کردند یک مرکز مهم و یک رسانه وزین شیعی را به راحتی ببندند؟
    ۱ – بایکوت خبری، فضای اختناق و خیانت خودی‌ها
    انتظارها آن بود که با بسته شدن این دو مرکز مهم شیعیان افغانستان، انعکاس داخلی و خارجی آن وسیع می‌بود اما برخلاف انتظار، چنین خبری انعکاس کمتری یافت و حتی خبرگزاری‌های مستقل شیعیان جهان نیز از این مسأله به سادگی گذشتند یا اطلاع نیافتند.
    این وضعیت دو دلیل عمده داشت؛ یکی این بود که فضای که طالبان برای ملت افغانستان درست کرده است، بشدت خفقان و ترسناک است و با استخدام جاسوس‌ها از طوایف مختلف که فضای بی‌اعتمادی کاملی را در جامعه به وجود آورده و از طرف دیگر، یک مرجع و محلّی هم وجود ندارد که گناه و بی‌گناه را تشخیص دهد بلکه کافی است کسی را برچسپ بیرونی بزنند و حسابش با کرام الکاتبین خواهد بود. به همین دلیل است حتی آنانکه از این واقعه دل‌خون هستند، جرأت آن را ندارند که یک متن ساده برای اعتراض بنویسند و افراد که در این میدان فعالیت کردند کم بودند و عده‌ای هم با ترس و لرز و با اسامی مستعار به اعتراض به این قضیه، مطالبی منتشر کردند.
    دلیل دیگری که چنین وضعیتی را رقم زد، خیانت خودی‌ها بود. از نظر مذهبی اینان شعارشان شیعه‌مذهب بوده و از نظر نژادی نیز متعلق به قوم هزاره هستند. این جماعت خیانت‌کار با بسته شدن این دو مرکز، به سازد دشمن رقصیدند و آنان را جری‌تر شان ساختند تا اینکه در این روزها طالبان، فرمان داده است که مدرسه باید تخلیه گردد یعنی در صدد تصرف کامل این مدرسه هستند.
    طالبان با استفاده از شکاف قومی و حزبی، دست به تصرّف این مرکز مذهبی زده‌اند. روشن است که اگر تلویزیون تمدن، فعالیت حزبی داشته باشد که قطعا نداشت، یک مدرسه چگونه می‌تواند فعالیت حزبی داشته باشد؟ در حال که فقط دروس دینی در آنجا برقرار بود و هیچ فعالیتی حتی در زمان احزاب از این مرکز دیده نشده است.
    ۲ – برچسپ بیرونی و عدم درک از وضعیت مذهبی شیعیان
    یکی از دلایل ناموَجّه از دیر باز بدین سو، شیعیان از آن رنج برده است، اتهام وابستگی به بیرون از کشور است. این اتّهام در زمان عبدالرحمن خان حتّی با یافتن یک کتاب که محتوای مذهبی عمومی شیعه داشت نیز کافی بود که یک عده‌ای زیادی را در خطر اندازد.
    بستن رسانه تمدن، دقیقاً دور قبل از روز عاشورا در ایام عزاداری امام حسین علیه السلام، حاکی از آن است که سران طالبان، هیچ درکی از آن ندارند که هرکسی عزادار بود و مراسم مذهبی گرفت، حتماً وابسته به خارج از کشور نیست بلکه هر مذهبی که باشد، مراسم و مناسک آن در هر کجای دنیا که باشد فرقی ندارد.
    با بستن تلویزیون در ماه محرم، این وابستگی را به حوزه علمیه خاتم النبیین نیز زدند که این مرکز نیز باید وابسته به بیرون باشد به دلیل که مضامین مورد تدریس آن با مضامین کشور دیگری هم‌سان است.
    ۳ – نداشتن تحمّل یک مرکز بزرگ مذهبی
    دلیل اصلی این است که طالبان با شعار پیروی از یک مذهب خاص وارد کار و زار شدند و طبیعی است که سیاستمداران آنان کوچک‌ترین مدارا یا تساهل در امور مذهبی را تجربه نکرده و ندیده‌اند. در محیط و مکان‌های زندگی کرده‌اند که مطلقا بسته بوده و اکثر اینها با انسانهای که پیرو مذهب اینان نباشند، ملاقات نکرده‌اند. لذا تحمّل یک مرکز مذهبی برای شیعیان برای آنان سخت است؛ مدرسه‌ی که در خاورمیانه نظیری ندارد و با امکانات فراوان مثل خوابگاه طلاب، اتاق اساتید، مسکن اساتید و کتابخانه و مسجد بی‌نظیر، فضای سبز و…
    ۴ – نبود مطالبه حق‌خواهی
    در افغانستان به طور عموم، از نظر مطالبه‌گری برای احیای حقوق مسلّم ملّی، مردم خیلی ضعیف بوده و اصلاً چنین روحیه‌ی وجود ندارد. از روزی طالبان آمدند و بساط جمهوریت برچیده شد، از اولین‌ اقدام طالبان که بستن مکاتب به روی دختران بود، شاید کلّ دنیا به این فکر بودند که مردم که اشک دختران شان را می‌بینند که از منع مکتب دارند دچار افسردگی شده، انتظار مردم جهان این بود که همین پدرها با دیدن وضعیت رقت‌بار دختران شان که عده‌ی زیاد به مرز خودکشی رسیده بودند باید یک تظاهرات سراسری برپا می‌شد که قطعا مهار آن نه در توان طالبان بود نه هم می‌توانستند جلو مردم را بگیرند و مکاتب را ببندند ولی با تأسف، وضعیت طوری رقم خورد که پدران، در خانه‌ها اشک‌های دختران شان را دیدند ولی از جا تکان نخوردند.
    همین روحیه سبب شد که طالبان، فشار بیشتری بالای همه مردم افغانستان مخصوصاً شیعیان بیاورند که هر ساله با پایین آوردن پرچم‌های عزاداری و لت و کوب مردم همراه هست.
    تلویزیون تمدن و حوزه علمیه خاتم النبیین ص اگر مسدود شده است، یکی از دلایل آن همین مسأله است و طالبان به خوبی می‌دانند که در افغانستان هیچ قومی، منسجم عمل نکرده و نمی‌کنند هرکسی به راه خودش روان است با چنین وضعیتی حتی اگر تظاهرات اندکی هم و مطالبه‌گری از طرف بعضی از مردم هم صورت گیرد، قابل کنترل خواهد بود.
    ۵ – عداوت همیشگی طالبان با آگاهی
    طالبان در پی آن هستند که به تدریج یک فضایی را درست کنند که در آن هیچ فقه غیر از فقه خاص و هیچ ایده‌ای به غیر آنچه آنان ترسیم می‌کنند در افغانستان جا نیفتد و آموزش داده نشود. حتی همان فقه که خودشان بدان پای‌بندند یا نظام اعتقادی دینی که از آن تبعیت می‌نمایند را طوری درست کرده‌اند که برداشت خودشان و طبق اقتضای منافع سیاسی شان است و هر نوع فهم دیگری حتی از مذهب مورد نظر شان محکوم است و قابل قبول نیست.
    از این جهت به تدریج، نظام های درسی دار العلوم‌ها را عوض کرده و آنچه را خودشان می‌خواسته تحمیل کرده‌اند و حتی برنامه‌های درسی ثقافت اسلامی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شد را حذف و مضامین دیگری را جاگزین کرده‌اند.
    در این میان، چیزی قابل نگرانی است مراکز مستقل و مدارس دینی شیعیان است؛ اکثریت مطلق مدارس دینی شیعیان افغانستان، مستقل و وابسته حکومت نیستند؛ حرکت اخیر طالبان و بستن یک مدرسه دینی که بزرگترین مدرسه شیعیان بود، نشان از آن دارد که در آینده نزدیک، طالبان مدارس دینی شیعیان را یا می‌بندند یا هم محتوا و مضامینی را تحمیل خواهند کرد که خودشان می‌خواهند.
    این زنگ خطری است برای مدارس دینی شیعیان که از نظر محتوا و مضامین و از نظر مالی وابسته به حکومت نیست.
    نتیجه اینکه باید گفت هیچ نظامی و هیچ سیستم سیاسی پا برجا نمانده و نخواهد ماند؛ نظام‌های افراطی و سیستم‌های سیاسی بسته، زودتر از هر نظام دیگری قابل حذف است. فقط آنچه می‌ماند خاطرات بدی است که در زمان حاکمیت کوتاه و دولت مستعجل شان انجام می‌دهند. گرد و غبار غم و رنج شیعیان نیز زدوده شده و مراکز شیعی – حتی اگر بسته شوند – بازهم امیدی برای فردای روشن نیز هست چیزی که در حافظه‌ها ماندگار است خیانت‌هایی است که از طرف خودی‌ها انجام شده و با قلم و قدم شان اگر دلهایی از شیعیان خون کرده‌اند، این لکه ننگ خواهد ماند کما اینکه این جماعت خاین در دهه هفتاد، شیعیان را دم توپ و تانک فرستادند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *