پایان مرزهای موروثی

  • انتشار: ۱۰ ثور ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 2دیدگاه
  • شناسه مطلب: 259549

درک جهانِ امروز با نقشه‌های قدیمی دیگر ممکن نیست. مرزبندی هایی که زمانی بر اساس دین، مذهب، ملیت یا نژاد ترسیم می‌شدند، به‌تدریج کارکرد خود را از دست داده‌اند. نه اینکه این هویت‌ها به‌کلی ناپدید شده باشند، بلکه دیگر توان توضیح دادنِ شکاف‌های عمیق و واقعی میان انسان‌ها را ندارند. آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، نوعی مرزبندی تازه و بنیادین است؛ مرزی که از دل انتخاب‌های اخلاقی و موضع‌گیری‌های انسانی عبور می‌کند.

جهان امروز را می‌توان به‌طور کلی در دو جبهه دید: جبهه‌ای که در آن قدرت، سلطه، تبعیض و بی‌اعتنایی به کرامت انسانی بازتولید می‌شود و جبهه‌ای که بر مقاومت، عدالت‌خواهی و دفاع از شأن انسان تأکید دارد. این تقسیم‌بندی، برخلاف گذشته، به شناسنامه افراد وابسته نیست. نه دین تضمین‌کننده قرار گرفتن در سوی درست است و نه بی‌دینی به‌معنای قرار گرفتن در سوی نادرست. آنچه تعیین‌کننده است، انتخابِ آگاهانه انسان در مواجهه با ظلم و حقیقت است.

در این چارچوب، ممکن است فردی که خود را به هیچ دین و آیینی منتسب نمی‌داند، در عمل در صف کسانی قرار گیرد که برای عدالت، آزادی و حقوق برابر انسان‌ها تلاش می‌کنند و در مقابل، کسی که به یک سنت دینی تعلق دارد، در ساختارهایی مشارکت کند که به بازتولید نابرابری و سرکوب می‌انجامد.
این تناقض ظاهری، در واقع نشانه‌ای از تغییر عمیق در معیارهای سنجش است. مرز بندی جدید میان انسان ها، دیگر وابسته به هیچ یک از نمادهای گذشته نیست. انسان های دنیای معاصر یا در “جبهه استکبار” و یا در “جبهه مقاومت” قرار دارند و دیگر دین و مذهب و دیگر مرزبندی های سابق، نمی توانند شکاف عمیق میان انسان ها را تعریف کنند.

این جابه‌جاییِ معیارها، پیامدهای مهمی دارد. نخست اینکه مسئولیت فردی را پررنگ‌تر می‌کند. دیگر نمی‌توان پشت برچسب‌ها پنهان شد. هیچ‌کس صرفاً به‌واسطه تعلق به یک گروه، مصون از نقد یا واجد حقانیت نیست. هر فرد، با تصمیم‌ها و کنش‌های خود، جایگاهش را در این دوگانه تعیین می‌کند.
دوم اینکه امکان هم‌افزایی میان انسان‌هایی با پیشینه‌های متفاوت را فراهم می‌آورد. کسانی که شاید در گذشته در دو سوی یک مرز مذهبی یا قومی قرار می‌گرفتند، اکنون می‌توانند در یک جبهه مشترک برای دفاع از ارزش‌های انسانی کنار هم بایستند.

اگر بخواهیم جهان امروز را واقع‌بینانه ببینیم، باید بپذیریم که دوران تعریف انسان‌ها بر اساس دسته‌بندی‌های سنتی به سر آمده است. اکنون پرسش اصلی این نیست که «تو که هستی»، بلکه این است که «در برابر بی‌عدالتی چه می‌کنی». پاسخ به این پرسش است که مرزها را ترسیم می‌کند؛ مرزهایی زنده، پویا و مبتنی بر کنش، نه صرفاً برچسب.

سید مصطفی موسوی

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *