بدخشان؛ بازی پاکستان با شکافهای طالبان
- انتشار: ۲۴ اسد ۱۴۰۵
- سرویس: تیتر 1دیدگاه
- شناسه مطلب: 273930
درگیریهای فعلی بدخشان را نمیتوان «جنگ علیه طالبان» نامید. آنچه امروز در این منطقه جریان دارد، در مرحله کنونی، بیش از آنکه یک شورش اجتماعی علیه حاکمیت طالبان باشد، به یک درگیری درونگروهی شباهت دارد.
برای این برداشت، حداقل دو دلیل وجود دارد:
اول اینکه جمعهخان فاتح، طبق گفتههای خودش، با وجود درگیری با نیروهای طالبان، همچنان خود را طالب میداند و از چارچوب فکری و تشکیلاتی این گروه خارج نشده است.
دوم اینکه ماهیت درگیری هنوز در سطح رقابتهای درون طالبان باقی مانده و مردم، به عنوان یک نیروی مستقل و مخالف طالبان، نقش تعیینکنندهای در آن ندارند.
اما پرسش اصلی این است که آیا این جنگ صرفاً یک درگیری درونگروهی است؟ یا مقدمهای بر یک تحول بزرگتر در منطقه؟
قرائن متعددی این احتمال را تقویت میکند که ناامنسازی شمال افغانستان میتواند بخشی از یک پروژه منطقهای باشد که پاکستان در طراحی، هدایت و بهرهبرداری از آن نقش دارد.
اگر چنین فرضی را بپذیریم، هدف پاکستان از پشتیبانی از این درگیریها لزوماً ضربه زدن به طالبان یا تضعیف این گروه نیست، بلکه اهداف دیگری میتواند پشت پرده این اقدام باشد.
رفتار طالبان با جمعهخان فاتح، از جمله قرائن تأییدکننده فرضیه فوق است.
فاتح تا چند روز پیش در کابل و در اختیار طالبان بود. اگر طالبان او را یک دشمن واقعی و خطرناک میدانست، امکان حذف او از صحنه ـ همانگونه که با مولوی مهدی برخورد شد ـ وجود داشت؛ اما چنین اتفاقی نیفتاد. فاتح بهسادگی به بدخشان بازگشت، در رأس هزاران نیروی مسلح خود قرار گرفت و درگیری با همحزبیهایش را آغاز کرد.
این واقعیت یک پرسش جدی ایجاد میکند: آیا طالبان، فاتح را یک فرمانده «باغی» میداند که باید تنبیه شود؟ یا او بخشی از یک طرح بزرگتر است که دانسته یا ندانسته، برای اهدافی فراتر از نزاعهای داخلی این گروه مورد استفاده قرار میگیرد؟
اگر این درگیری صرفاً اختلافی میان یک فرمانده ناراضی و رهبری طالبان باشد، طبیعی است که پیامدهای آن فقط در محدوده افغانستان باقی بماند؛ اما اگر ناامنی از مرزهای افغانستان عبور کند و به آسیای میانه سرایت کند، ماهیت مسئله کاملاً تغییر خواهد کرد.
در این صورت، بدخشان میتواند به نقطه اتصال ناامنی افغانستان با آسیای میانه تبدیل شود.
پاکستان در چند دهه گذشته در تحولات امنیتی منطقه، مجری سیاستهای آمریکا بوده است. بنابراین اگر پروژهای از سوی آمریکا برای انتقال ناامنی از افغانستان به آسیای میانه در حال شکلگیری باشد، اسلامآباد بهترین گزینه برای اجرای آن است.
اگر جنگ روسیه با اوکراین و جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل را از منظر فشار راهبردی بر واشنگتن بررسی کنیم، در شرایطی که به نظر میرسد آمریکا در هر دو جبهه با فشارهای جدی مواجه است، طبیعی است که واشنگتن به دنبال ایجاد جبهههای جدید برای اعمال فشار بر روسیه و ایران باشد و آسیای میانه میتواند یکی از مناطق بالقوه برای درگیری جدید باشد.
هدف چنین پروژهای لزوماً تصرف سرزمین یا ایجاد حکومت جدید در آسیای میانه نیست. کافی است ناامنی در منطقه کلید بخورد و به مناطقی که روسیه آنها را بخشی از حوزه امنیتی خود میداند منتقل شود تا این کشور برای مهار نیروهای سلفی مسلح، شبکههای افراطی و بیثباتی در مرزهای جنوبی خود، با یک چالش امنیتی جدی و پرهزینه مواجه شود.
اما پاکستان برای اجرای چنین پروژهای با یک محدودیت جدی در استفاده از نیروهای پشتون روبهرو است.
اسلامآباد خود با مسئله تحریک طالبان پاکستان و نارضایتیهای عمیق در مناطق پشتوننشین مواجه است و ورود گسترده نیروهای پشتون به یک پروژه فرامرزی و انتقال آنان به آسیای میانه میتواند پیامدهای داخلی پیشبینیناپذیری برای پاکستان داشته باشد.
از این رو، برای اسلامآباد استفاده از نیروهای سلفی غیرپشتون میتواند گزینه مناسبتری باشد؛ نیروهایی که بتوانند به سمت آسیای میانه حرکت کنند، بدون آنکه پاکستان مستقیماً با مسئله قومی پشتونها درگیر شود.
در چنین شرایطی است که بدخشان و جنگجویان غیرپشتون این مناطق اهمیت ویژهای پیدا میکنند و حمایت چهرههایی مانند عبدالحمید خراسانی از فاتح نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند.
جمعهخان فاتح ممکن است در ابتدا تنها یک فرمانده ناراضی طالبان باشد، اما اگر جنگ او به بستری برای جذب نیرو، فعال شدن فرماندهان ناراضی دیگر و ایجاد یک شبکه مسلح از جنگجویان خارجی در شمال افغانستان تبدیل شود، مسئله دیگر صرفاً اختلاف میان فاتح و طالبان نخواهد بود.
اگر طالبان در روزهای آتی صرفاً به مدیریت درگیریها بسنده کنند و از سرکوب جدی مخالفان خودداری نمایند، این پرسش جدیتر خواهد شد که آیا طالبان، به صورت آگاهانه، در حال ایفای نقش در پروژه انتقال ناامنی به آسیای میانه و در هماهنگی با اسلامآباد و واشنگتن است؟
سید احمد موسوی مبلغ
نظرات(۰ دیدگاه)