“مبارزه با فساد”؛ سخن و ادعای تکراری و غیرعملی است که هر از گاهی بنابه عللی، از جمله واکنش دربرابر انتقادخارجیها و یا جلب توجه آنان و انحراف اذهان عمومی در سطوح مختلف رسمی و غیررسمی، گردوخاک به پا نموده و های هویی به راه میافتد.
در این کشور فلکه زده همواره جایی ناجی و جانی عوض شده است. در این کشور فلکه زده ناجیان فراموش و جانیان گرامیداشته میشود. در این خراب شده نوکران امیر و آزادگان اسیر بودند و هستند.
شهروندان کابل، به مراتب در روند کثیف کردن چهره شهر سهم فعال دارند، کسی حاضر نیستند که حتی یک پس مانده آدامس جویده شده را از دهنش بیرون کرده در میان سطل زباله بنیدازد.
این اولین بار است که حکومت به صورت جدی و قاطع وارد عمل شده است تا وضعیت امنیتی شهر کابل را بهبود بخشد و این امر قابل قدر است، صالح نیز تا کنون ثابت کرده است همانگونه که وعده داده بود، بدون ملاحظه و بدون محافظهکاری به کارش ادامه میدهد و مجرمین را بدون ملاحظه افشا میکند.
حرف اینجا است که اگر برادران تاجیک و ازبیک مشکلات درونی خود را نپذیرند و به آن توجه جدی نکند وضعیت داعش و طالب و حزب التحریر هر نامی که میگذارید غیر قابل کنترل خواهد شد و تندروان بالفعل و بالقوه جامعه ازبیک و تاجیک روی طالبان پشتون را سفید خواهد کرد.
اختلافات آمریکا و چین به مرور از رقابتهای اقتصادی به تضادهای ژئوپلتیک در خصوص تایوان، هنککنگ، تبت و دریای چین جنوبی و حتی ایدئولوژیک بر سر تقابل دو الگوی زمامداری دموکراتیک یا اقتدارگرایانه بدل میشود.
کشور ما سرشار از منابع زیرزمینی همچون زغال سنگ است. از زغال سنگ میتوان برای تولید انرژی ارزان استفاده کرد و بعد این انرژی را به شهرها و قریهها برای استفاده در زمستان و تابستان انتقال داد.
پرسش جدی این است که اگر ما ضرورت تقریب را واقعا درک و فهم کرده ایم، چرا نسبت به همدیگر و نیروها و جریانهای درون شیعی و خودی واگرا هستیم؟ چه بیلی ده کمر ما خورده است که تحمل همدیگر را نداریم و نمیتوانیم برازندگی یکدیگر را بازگو نماییم؟