اشتباهی که نباید تکرار شود!
جمهوری اسلامی ایران باید متوجه سیاست تحریک احساسات باشد تا در این شرایط شکننده و خطرناک دچار اشتباه محاسباتی و گرفتار سیاست احساساتی گذشته نشود.
جمهوری اسلامی ایران باید متوجه سیاست تحریک احساسات باشد تا در این شرایط شکننده و خطرناک دچار اشتباه محاسباتی و گرفتار سیاست احساساتی گذشته نشود.
جامعه هزاره به معنای فرهنگی آن، یک جامعه خودزن و چندپاره است. قشرهای مختلف در درون این جامعه، به جای اینکه مطالبات حقطلبانه خود را پیگیری نمایند و علیه تبعیض جانکاه، مبارزه کنند، به بهانههای واهی، یقه همدیگر را پاره میکنند.
در اوضاع کنونی که تیم های مذاکراتی حکومت و طالبان دردوحه قطر مشغول توافق روی کار شیوه مذاکرات هستند، به طبع تمام توجهات حکومت افغانستان و جامعه جهانی نیز به صلح با طالبان دوخته شده است.
در صورتیکه مبارزه مناسب و موثر با داعش صورت نگیرد، چشم انداز سیاسی کشور پیچیده ای مثل افغانستان بیش از پیش پیچیده و زشت خواهد شد.
جامعه هزاره با استفاده از فضایی نسبتا باز پسا طالبانی و به وجود آمدن صفحه جدید به نام دهه دمکراسی، در بازی قدرت و منازعه سیاست یک تکانه ای را احساس نموده، مزه حضور در قدرت و ثروت را به اندازه اندک تجربه کردند!
آنچه که تیم مذاکره کننده کابل به دنبال آن است، با آنچه که ارگ از مذاکرات دوحه میخواهد، از هم فاصله زیادی دارد.
هر کاندید وزیری که در پارلمان رفت نباید حتمن تأیید گردد. اگر توقع آنگونه باشد پس پارلمان و آزادی رأی چه معنی دارند؟
با وجود اینکه پیگیری حقوقی این ترور در سازمان ملل، میتواند یکی از گزینههای اقدام ایران باشد اما عدم واکنش متناسب و پاسخ دیرهنگام میتواند پیامدهای جبرانناپذیر امنیتی و دفاعی در پی داشته باشد که حتی میز مذاکرات نیز از تبعات آن مصون نخواهد ماند.
توافق آمریکا، اسرائیل، عربستان و کشورهای همسو با این اضلاع مثلث بحران بر سر ضربه زدن به تهران و جریانهای همسو با آن، چیزیست مسلم و انکار ناپذیر.
برای اولین بار کسی پیدا شده است که در برابر مافیای قدرت و ثروت که بهنام فرماندهان جهادی، کمکهای جامعه جهانی و سرمایهی ملی را غارت و برای خودشان قصرها، شهرکها و کندکهای نظامی ساختهاند، ایستاد شده است تا جلو قانونشکنی آنها را بگیرد.