رییس الوزرای حکومت نامشروع کتونی، با صراحت میگوید که قول رزق به مردم نداده بودند و مردم برای حل مشکلات اقتصادی، دعا کنند، اما او نمیگوید که هزاران بار قول امنیت به مردم داده بودند و آنچه که اکنون مردم را بیش از گرسنگی آزار میدهد، حس نا امنی است.
در افغانستان از حدود صد سال پیش و همزمان با رفورم لائیسیته آتا ترک در ترکیه و مدرنیسم رضا شاه در ایران، قبیلهگرایی سنتی اوغانی تبدیل به ایدئولوژی ملیگرایی افغانی میشود. این تبدیل قبیلهگرایی به ملیگرایی افغانی دارایی عواقب و مصائب بسیاری بوده و هست.
در این شرایط سکوت بهترین راه است و تا واقعا باید دید جهانیان چه می کنند؟ شاید اصلا وضعیت عوض بشود و ورق برگردد و صدها حوادث دیگری تا تثبیت جایگاه شان در راه خواهد بود.
در جامعه، هر گروه و طیفی متناسب با روحیات، انگیزهها و اهداف خود، گفتمان خاصی را تولید میکند؛ گفتمانی که با چگونگی جهان زندگی، و اغراض و انگیزههای درونیشان تناسب و همخوانی دارد و دسترسی به اهداف را برایشان تسهیل می کند.
معی با دیپلماسی تضرع، تخوُّف، تملق و خیانت برخی خوانین، ملاها، قومندان و… از زمان عبدالرحمن گرفته، غرب کابل و تا دوره اول و دوم طالبان تا هنوز قاتلان مردم را تبرئه و تطهیر کردهاند.
روزگار تلخ و پیچیدهای است، قبول. همه مسیرها اکنون بنبست است، درست. داخلیها در دل بحران هستند و مصالح خود بهتر میدانند، هم قبول! اما داخلیها مسئول خلق وضعیت کنونی هم هستند. تعامل گزیرینهی ناگزیر است، اما نباید ابزار مشروعیت گروه تروریستی شد. باید شکیبایی کرد، جهان، چه تعاملی میکنند؟!