راهبرد طالبان: فشار از بیرون و فرسایش از درون
- انتشار: ۳۱ سنبله ۱۴۰۵
- سرویس: دیدگاه
- شناسه مطلب: 278995
روند شیعهزدایی طالبان در هفتههای اخیر شتابی حیرتانگیز به خود گرفته است.
پس از تخلیه و مسدودشدن مجتمع خاتمالنبیین و تعطیلی دانشگاه آن، و پس از مصادره منزل حاج محمد محقق و تعطیلی دو شبکه تلویزیونی تمدن و راه فردا، روز گذشته نیروهای طالبان مدرسه دینی خاتمالانبیا در غرب کابل را نیز تخلیه و مصلای بزرگ شهید مزاری را مهر و لاک کردند و همزمان، کمیسیون عالی شیعیان که ساخته و پرداخته خود طالبان برای کنترل و اعمال سیاست های این گروه بر شیعیان بود را ملغی کردند.
وقتی مدرسه، حوزه، دانشگاه، مصلی، رسانه و دیگر نهادهای شیعیان، یکی پس از دیگری هدف قرار میگیرند، واضح است که هدف، تضعیف زیرساختهای هویتی و اجتماعی این بخش از جامعه است.
طالبان روند فشار بر شیعیان را همزمان از دو مسیر به پیش میبرد: فشار از بیرون و فرسایش از درون.
در بیرون، نهادهای شیعی تعطیل، تخلیه و محدود میشوند و در درون، عناصر وابسته یا همسو با طالبان، اختلافات و منازعات میان بدنه جامعه شیعه را چنان برجسته میکنند که جامعه، به جای تمرکز بر اصل تهدید، سرگرم جنگ داخلی و تسویهحسابهای درونخانهای شود.
طالبان با ایجاد کمیسیون عالی شیعیان تلاش کرد تا ضمن به حاشیه بردن سایر نهادهای شیعی، برنامههای خود را از طریق این کمیسیون بر شیعیان تحمیل کند و اکنون که تاریخ مصرف این جماعت به پایان رسیده، با دستگیری اعضای کمیسیون، بخشی دیگر از عناصر خود را به میدان آورده تا با دمیدن بر آتش اختلافات، فرصت واکنش به اقدامات طالبان را از جامعه شیعه سلب کنند.
کاملاً واضح است که در شرایطی که طالبان تیغ بر گلوی تمام شیعیان گذاشته، دامنزدن به اختلافات داخلی، یک خطای راهبردی و عملاً تأمینکننده منافع طالبان است.
برای طالبان، هزاره و سید و قزلباش و تاجیک شیعه و…. همه یکسان است و با هیچ یک، دوستی ندارد.
از طرف دیگر، هیچ انسان باوجدانی نمیتواند از یکسو طالبان را ظالم و دشمن بداند و از سوی دیگر، همان کاری را انجام دهد که نتیجهاش تأمین منافع طالبان است.
هرکسی که در این روزها به مسائلی همچون نزاع سید و هزاره و قزلباش و… دامن میزند، دقیقا در مسیری حرکت میکند که پیش از این، کمیسیون عالی شیعیان متولی آن بود.
هرچه اختلاف درون جامعه شیعه بیشتر شود، هزینه فشار طالبان بر جامعه کمتر خواهد شد.
مشکل اصلی ما در شرایط حاضر، عقبراندن تدریجی یک جامعه از عرصههای آموزشی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و نابودی نمادهای هویتی آن است نه دعوا بر سر چیزی که همه میدانیم ساخته و پرداخته دشمن است.
اگر امروز حوزه و مصلی گرفته میشود و جامعه شیعه همچنان درگیر دعوای «خودی با خودی» باشد، برای فردا چیزی باقی نخواهد ماند.
طالبان شاید بتواند خشت و آجر و زمین را تصرف کند؛ اما همه اینها قابل پسگرفتن است، مگر اینکه موفق شود جامعه شیعه را از درون متفرق کند.
ایا لازم نیست به خود بیاییم؟؟
سید احمد موسوی مبلغ
نظرات(۰ دیدگاه)