برای روشن شدن نقش ضلع چپی دوستان شهید مزاری در نابودی حزب وحدت و شهادت ایشان، به جایگاهایی که این ضلع در ساختار سیاسی، نظامی و فرهنگی حزب وحدت تصاحب نموده بودند پرداخته شد و حال برای بیش از پیش روشن شدن نقش تخریبی ضلع مذکور باید دید چگونه عمل کرد؟
چند روز پیش آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا نامهای به رئیس جمهور افغانستان نوشت. جدا از غیرمعمول بودن چنین رویهای که وزیری به رئیسجمهور نامه بنویسد، این نامه سراپا فرمان، توهین و دستور است. سندی که تحقیر از آن میبارد.
جنگ و نزاع و درگیری ها مسلحانه ذاتا فاجعه آور و دارای هزینه های سنگین جانی و مالی است مگر جنگ های که برای دفاع از جان و ارزشهای انسانی باشد. اما صلح، ذاتا کاری ارزشمند و پرثمر است مگر صلحی که در آن حقوق و مصالح طرفینی رعایت نشود و مصالحه بر مبنای زور یک جانب صورت گرفته باشد.
توافق بر سر یک دولت مشترک هدف اصلی این نشست است. مبنای توافق را طرح ارایه شده از سوی امریکا تشکیل میدهد که در اختیار طالبان و سیاستمداران زیر چتر جمهوری اسلامی به شمول رییس جمهور غنی قبلا گذاشته شده است.
طرح تازه ای که دولت جو بایدن به حکومت افغانستان و طالبان مبنی بر تشکیل دولت انتقالی نشان می دهد امریکا خواهان خروج فوری از افغانستان تحت شرایطی ست که دستاوردهای چند دهه اخیر که به سختی به دست آمده از بین نرود.
زندهیاد سیّد جمال الدین مسلمان (نه افغانی، نه اسدآبادی و نه حسینی) از نظر اندیشه و بینش و شخصیّت و کارنامه، مثل هیچکس نبود؛ بلکه فقط مثل خودش بود. یکی از انسانهای بیمانند و تکرارناپذیرِ تاریخ بشر، همین چهره بود.
اگر سه بخش سیاسی، نظامی و فرهنگی ساختار حزب وحدت را در نظر بگیریم، به خوبی پیداست که چپیها در هر سه بخش یا کاملا مسلط شدند و یا برای اعمال نفوذ از جایگاه خوبی برخوردار بودند.
اینکه در شرایط موجود رئیس جمهور غنی به اجماع بزرگان سیاسی برای حفظ حداقلها نیاز دارد تردیدی نیست و این روزها به شدت در تلاش ایجاد یک جبهه بزرگ علیه فشارهای بینالمللی و منطقهای و داخلیست.
این آمار تجارتی و اقتصادی و داده های عینی زیر بنای تحلیل و شناخت روابط دو کشور را میسازد. حداقل یک افزار مهم در دست تحلیلگران است، نه تویت های شبانه روزی مشاور ارشد اشرف غنی که برای جلب رضایت قدرتمندان واقعی و متعصبین قومی، احساسات ضد ایرانی را تقویت میکند، و برای این کار معاش بلند دریافت میکند.