دولت ایالات متحده در یک بازی باختباخت در افغانستان گرفتار آمده است. اگر بماند، مجبور است هزینههای نبرد با گروههای شبهنظامی بویژه طالبان را تحمل کند و اگر برود، عملاً به شکست دو دهه نظامی گری اقرار کرده است.
ریشه بحران فعلی غزه را باید در ظهور راست افراطی دانست. راست افراطی که دو سال مانع از تشکیل دولت در اسراییل شده و از طرفی تعارض با عربها را در سرزمینهای اشغالی و کرانه باختری شدت بخشیده است.
مولوی عبدالمنان نیازی مرد. مرگ او واکنش های بسیاری را در پی داشت. اندکی او را شهید خواندند. بسیاری در مرگ وی اظهار شادمانی کردند. او به طرز ذلت باری کشته شد. ولی مرگش شادمانی ندارد. او باید به دار مجازات آویخته می شد.
نه تنها چین و روسیه که کشورهای آسیای میانه نیز تمایلی به میزبانی از پایگاه های نظامی امریکا در خاک خود ندارند زیرا افزایش حضور سیاسی و استخباراتی امریکا و تماس این کشور با احزاب مخالف محلی، سازمان های غیردولتی و گروه های رسانه ای تنها به رهبری انقلاب های رنگی کمک می کند. به طور کلی، منطقه خواهان حضور امریکا نیست.
کسانی که شرایط غم اندود امروز مردم را درک نمی توانند و از رویداد هایی حزین، چون رویداد تلخ مکتب سید الشهدا جلوگیری نمی کنند یا نمی توانند اما هم چنان در حاکمیت، حضور سمبلیک دارند، سزاوار نقد و نکوهش اند
پیامِ رهبر کاتولیکها نه به قصد تسکین آلام بازماندگانِ فاجعه؛ بلکه دقیقاً به قصد طعنه زدن به اسلام و مسلمانان صادر شده بود. پاپ نه تنها از کشتار انسانهای بیگناه، متأسف و محزون نیست؛ بلکه در باطن خوشحال هم هست که بیدفاعترین افرادِ مسلمان (دانشآموزانِ دختر) به دست افراد دیگری از خود مسلمانان کشته میشوند.
ملا عبدالمنان نیازی کسی است که دستور قتل هزارهها را در مزار صادر کرده بود. او همچنان در خطبه نماز جمعه در مسجد جامع روضه گفته بود: تاجیکها به تاجکستان بروند، ازبکها به ازبکستان و هزارهها به گورستان.