اول آمریکا یا اول اسرائیل؟

  • انتشار: ۱۱ جوزا ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 1دیدگاه
  • شناسه مطلب: 264009

ترامپ، پیش‌نویس توافق با ایران را که طی پنجاه روز گذشته مورد مذاکره و بررسی طرفین قرار داشت، رد کرد.

این تصمیم از آن جهت اهمیت دارد که مذاکرات اخیر با ابتکار واشنگتن آغاز شده بود و طی هفته‌های گذشته نیز نشانه‌ای از مخالفت رئیس‌جمهور آمریکا با چارچوب کلی آن دیده نمی‌شد. از همین رو، تغییر ناگهانی موضع کاخ سفید پرسش‌های جدی درباره عوامل مؤثر بر این چرخش ایجاد کرده است.

این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که طی روزهای اخیر، تنش‌های پراکنده‌ای میان ایران و آمریکا به وقوع پیوسته است؛ تنش‌هایی که هرچند هنوز به سطح یک جنگ تمام‌عیار نرسیده‌اند، اما در کنار اقدامات نظامی اسرائیل در لبنان، فضای منطقه را بار دیگر به آستانه یک رویارویی گسترده نزدیک کرده‌اند.

واقعیت آن است که ایالات متحده در شرایط کنونی، بیش از آنکه به دنبال آغاز یک جنگ جدید باشد، به خروج از بحران‌های فرسایشی موجود نیاز دارد. ادامه درگیری‌ها در غرب آسیا نه‌تنها هزینه‌های نظامی و امنیتی سنگینی بر واشنگتن تحمیل کرده، بلکه توانایی آمریکا برای تمرکز بر رقابت‌های راهبردی با قدرت‌هایی چون چین و روسیه را نیز محدود ساخته است.

از منظر اقتصادی نیز آغاز یک بحران بزرگ نظامی می‌تواند پیامدهای قابل توجهی برای آمریکا داشته باشد. در شرایطی که بازارهای مالی، فناوری و هوش مصنوعی در انتظار رویدادهای مهم اقتصادی ماه‌های پیش رو هستند، هرگونه بی‌ثباتی گسترده در منطقه می‌تواند بر بازار انرژی و به دنبال آن بر سایر بخش‌های اقتصاد جهانی تأثیر منفی بگذارد.

بر همین اساس، این پرسش مطرح می‌شود که چرا دولت آمریکا در چنین شرایطی از توافقی فاصله گرفته که به نظر می‌رسید می‌تواند از تشدید تنش‌ها جلوگیری کند؟

چرخش ناگهانی رئیس‌جمهور آمریکا را می‌توان نتیجه فشار و لابی‌گری جریان‌های حامی اسرائیل در آمریکا دانست؛ جریان‌هایی که در عمل، شعار «اول آمریکا»ی ترامپ و گفتمان ماگا را به حاشیه رانده و منافع آمریکا را فدای ملاحظات اسرائیل می‌کنند.

از نگاه این جریان‌ها، هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن می‌تواند موقعیت اسرائیل را در برابر ایران و حزب‌الله به شدت تضعیف کند.

این جریانها، نگاه داشتن پای آمریکا در جنگ با ایران را تنها راه حفظ و نجات اسرائیل میدانند و به همین دلیل با هر توافقی میان ایران و آمریکا که در آن، قدرت ایران به رسمیت شناخته شود و منافعش تا حدی تامین گردد، مخالفت می‌کنند.

در مقابل، نشانه‌ها حاکی از آن است که ایران نیز خود را برای سناریوهای مختلف، از جمله تشدید درگیری‌ها، آماده کرده است. در صورت وقوع جنگی جدید، بعید به نظر می‌رسد دامنه آن به مرزهای جغرافیایی منطقه محدود بماند.

تنگه هرمز، باب‌المندب و شبکه گسترده منافع و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، همگی می‌توانند در چنین شرایطی به کانون‌های بحران تبدیل شوند. همچنین انتظار می‌رود در صورت گسترش درگیری‌ها، بخش عمده ظرفیت موشکی و پهپادی ایران مستقیماً متوجه اسرائیل باشد.

به همین دلیل، تصمیم اخیر ترامپ صرفاً یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده‌ای به همراه داشته باشد. اگر مسیر فعلی به افزایش تنش منجر شود، آمریکا و متحدانش ممکن است خود را در برابر بحرانی ببینند که کنترل و مدیریت آن بسیار دشوارتر از آغاز آن خواهد بود.

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *