طالبان میان شرق و غرب

  • انتشار: ۱۵ سنبله ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 1دیدگاه
  • شناسه مطلب: 276701

در هفته گذشته، سه اتفاق در حوزه بین المللی در ارتباط با افغانستان رخ داده که اگرچه در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند، اما وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری قابل تأمل از موقعیت طالبان در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی به دست می‌دهند.

  1. در نشست اخیر سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، اداره طالبان جایی در میان مهمانان نشست نداشت.

پیام سیاسی غیبت طالبان در نشست شانگهای در شرایطی که چین و روسیه در سالهای پسین تعامل وسیعی با این گروه داشته اند، دارای اهمیت زیادی است.

  1. روسیه و سازمان پیمان امنیت جمعی در حال تقویت توان دفاعی تاجیکستان در مرز با افغانستان هستند.

مسکو در حالی که کمتر از یکسال پیش، اداره طالبان را به رسمیت شناخت، اکنون برای تقویت امکانات نظامی و دفاعی در مرز های آسیای میانه با افغانستان تحت کنترل طالبان برنامه ریزی و هزینه می‌کند.

این سیاست دوگانه روسیه به این معناست که روسیه، طالبان را به عنوان واقعیت سیاسی افغانستان پذیرفته اما این پذیرش به معنای اعتماد به طالبان نیست هم‌چنان که از اعتماد چین به طالبان به شدت کاسته شده است.

  1. در همین فضای منطقه‌ای، ناگهان صدای دیگری از مقامات طالبان شنیده می‌شود؛ صدایی که این بار نه رو به مسکو و پکن، بلکه رو به واشنگتن دارد.

ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان و نیز امیرخان متقی وزیر خارجه طالبان در روزهای اخیر چند بار از ضرورت آغاز فصل تازه‌ای در روابط افغانستان و آمریکا سخن گفته اند.
متقی در گفت‌وگو با فایننشال تایمز حتی از سرمایه‌گذاری آمریکا در بخش‌های معدن، زیرساخت، کشاورزی و تجارت افغانستان استقبال کرده و خواستار آن شده است که روابط دو کشور بر اساس آینده تعریف شود نه دو دهه گذشته.

اهالی سیاست درک میکنند که این سخنان فقط یک پیشنهاد اقتصادی نیست.
طالبان با درک خدشه دار شدن عمیق اعتماد همسایگان، در حال ارسال سیگنالی به واشنگتن است که وضعیت طالبان را دریابد.

احتمالا طالبان دریافته اند که همسایگان افغانستان حاضر نیستند بیش از این، هزینه‌های اقتصادی طالبان را بر عهده بگیرند.

افغانستان برای مسکو بیش از آنکه یک فرصت اقتصادی بزرگ باشد، یک مسئله امنیتی است و برای چین هم در شرایط کنونی، قابل اطمینان برای سرمایه‌گذاری نیست.

اگر قرار باشد که همسایگان افغانستان در کیفیت رابطه خود با طالبان تجدید نظر کنند، این گروه برای ادامه‌ی حیات، به حمایت رسمی و علنی آمریکا نیاز خواهد داشت

اما جالب این است که واشنگتن پاسخ مثبتی به درخواست طالبان نداد.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده که در حال حاضر برنامه‌ای برای تعامل اقتصادی با اداره طالبان، از جمله سرمایه‌گذاری در منابع معدنی افغانستان، ندارد اما بلافاصله پس از این موضع گیری، زلمی خلیلزاد به کابل رفته و با مقامات طالبان دیدار کرده است.

سفر خلیلزاد این گمانه را می‌تواند تقویت کند که سیاست اعلامی آمریکا با سیاست اِعمالی انها نسبت به طالبان متفاوت است.

واشنگتن به خوبی میداند که اگر آمریکا حاضر به ورود جدی به اقتصاد افغانستان نباشد، طالبان بیش از پیش به چین و روسیه نیازمند خواهد شد و در این صورت، رد واقعی پیشنهاد طالبان از سوی واشنگتن به سود مسکو و پکن تمام میشود و این گروه را در آغوش دشمنان آمریکا نگاه می دارد.
پس تدوام و توسعه حمایت آمریکا از طالبان چیزی نیست که واشنگتن بتواند از آن چشم بپوشد، اما از سوی دیگر، آمریکا نیاز دارد طالبان را همچنان در مدار دوستی با چین، روسیه و ایران نگاه دارد. موضع خصمانه این کشورها نسبت به طالبان، می‌تواند وضعیت موجود را به هم بزند.

این‌جاست که با سفر خلیلزاد به کابل به عنوان مهم‌ترین لابی‌گر طالبان در آمریکا، یک فرضیه جدید، ممکن است به ذهن بیاید و آن اینکه آیا ممکن است واکنش آمریکا به درخواست طالبان، یک «نمایش حساب‌شده» برای بازگرداندن طالبان به مدار روسیه و چین تا رسیدن زمان مناسب باشد؟

در سیاست بین‌الملل آنچه اهمیت دارد، اظهار نظر رسمی بازیگران نیست بلکه نتیجه رفتار آنهاست که اهمیت دارد.

ممکن است واشنگتن واقعاً نخواهد بار دیگر در افغانستان هزینه سنگین کند، اما این به معنای آن نیست که حاضر است افغانستان را به طور کامل به رقبای خود واگذار کند.

شاید سیاست آمریکا در قبال طالبان در شرایط کنونی که درگیر جنگ است، نه بازگشت به افغانستان باشد و نه رها کردن کامل آن؛ بلکه حفظ طالبان در وضعیتی است که برای ادامه حیات، هم رابطه‌ای قابل قبول اما غیرراهبردی با همسایگان داشته باشد و هم در سیاست‌های کلیدی با آمریکا هماهنگ عمل کند.

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *