ما افغانستانی ها این مفهوم را باید با گوشت و پوست و احساس خود دریافته باشیم. ما به علت/دلیل ضعف های بی شمار همیشه بازیچه “دیگران” بوده ایم. در هر دوره تاریخی، نوع بازی و شعار تزویر گرانه متفاوت بوده است.
بر اساس اظهارات نهادهای معتبر داخلی و خارجی و منابعی از امنیت ملی پیشین، هنگام تسلط طالبان بر کشور پیش از ۲۰۰۰ داعشی از زندانهای افغانستان رها شدهاند.
این گروه نگاهشان به دین و مذهب بیشتر ابزاری و استفاده جویانه است و سیاست زن ستیزانه آنها نسبت به زنان نیز حاکی از فقر سواد و دانش دینی آنها می باشد که تنها برای دهاتی ها و افراد فریب خورده طالبان قابلیت کاربردی دارد و برای جامعه تحصیل کرده کابل و سایر شهرهای کنونی افغانستان که صدها و هزاران تحصیل کرده، استاد دانشگاه، پروفیسور و شاعر و ادیب دارد، قابل قبول و استدلال نیست.
وضعیت نومیدکنندهیی است. مقاومت نیرو نگرفت. شکمگندههای مدعی آن، درگیر رقابتهای شخصی شدند. آنها هر کدام به طریقی بار حقارت همدستی با آن لجن تاریخ را بر شانه برداشتهاند.
تا پیش از به قدرترسیدن طالبان در افغانستان، داعش کمتر مجالی برای مانور و سربازگیری در افغانستان داشت. گهگاهی سروکله این گروه در ننگرهار و برخی ولایات دیگر پیدا میشد، اما تهدید جدی محسوب نمیگردید.
طالبان هیچ گاهی مذهب حنبلی نداشتهاند، نه در این دور و نه در آن دور. حنفی بودند و هستند. اما آنچه درد سرساز است گرایش فقهی شان نیست، بلکه گرایش کلامی شان است.