بازی با سرنوشت!
در نبود “ملت شدن”، “حکومت چندپاره و ناکارآمد”، “موجودیت بدکاره های سیاسی”، “جامعه چندتکه”، “فقدان خرد و اراده و منافع جمعی”، “متحدان و حامیان ناپایدار”، سرنوشت “ما” اینگونه به”بازی” گرفته می شود:
در نبود “ملت شدن”، “حکومت چندپاره و ناکارآمد”، “موجودیت بدکاره های سیاسی”، “جامعه چندتکه”، “فقدان خرد و اراده و منافع جمعی”، “متحدان و حامیان ناپایدار”، سرنوشت “ما” اینگونه به”بازی” گرفته می شود:
ارگ ریاست جمهوری با انتشار اطلاعیه ای حمله تروریستی در ولایت لوگر را محکوم کرد.
معاون سخنگوی ریاست جمهوری سفر از قبل اعلام نشده و سری اشرف غنی به پاکستان را تکذیب کرد.
پیروزی مجاهدین بر نیروی اشغالگر، یک رویداد تاریخی است که از زوایای مختلف داخلی و بین المللی جای بحث دارد.
تا خطاهای خانمانسوز سردمداران جنگهای قومی و نژادی توجیه شود و راه برای عبور از افکار رسوب شده آنها باز نشود، وضعیت بدتر از این نیز خواهد شد.
اکنون نیز در شرایطی مشابه ۸ ثور ۱۳۷۱ قرار گرفتهایم: در دوراهی یک انتخاب؛ بازیگران و سیاستمداران افغان بهویژه طالبان تاریخ سیسالهی اخیر را قطعا پیش چشم دارند. ۸ ثور درسهای عبرتآموزی در آستین دارد.
عطاءالرحمان سلیم، معاون شورای عالی مصالحه ملی گفت که طالبان پیشنویس طرح صلح خود را به این شورا ارائه کرده است.
روسای جمهور افغانستان و ترکمنستان در تماس تلفنی درباره خطوط آهن تورغندی ـ هرات و آقینه ـ اندخوی و همچنین پروژه های بزرگ انتقال گاز و برق گفتگو کردند.
بدون شک رویداد ۷ثور ۱۳۵۷ یک تحول بنیادی در تاریخ معاصر کشور بود؛ اما این که در آغاز بخاطر اشتباهات و سپس رودر رو شدن با مخالفت و قیام مردم به بحران دوامدار و فاجعه بار بدل شد، جای تاسف دارد و برای پی بردن به علل/دلایل آن نیاز به تامل تاریخی و سیاسی دقیق و بی طرفانه دارد.
در جامعۀ شیعه/هزارۀ افغانستان، این قاعده و رویه به شکل وارونه و باژگونه جریان دارد. هرگاه تهدیدها و فشارهای بیرونی رو به تزاید و تظاهر نهاد، به موازات آن، پراکندگی و واگرایی در صفوف داخلی و آرایش نیروهای سیاسی ما افزایش مییابد و تنشها و کشمکشهای پنهان، عریان و عیان میشوند.