جنگ احزاب؛ از تنگه هرمز تا مرزهای شرقی ایران
- انتشار: ۲۷ سرطان ۱۴۰۵
- سرویس: تیتر 1دیدگاه
- شناسه مطلب: 270517
از آغاز دور جدید درگیریها میان ایران و آمریکا، چند روزی گذشته و رفتهرفته، طرفین به هدف قرار دادن زیرساختهای یکدیگر روی آوردهاند.
آمریکا تلاش دارد با اعمال مجدد محاصره دریایی و حمله به زیرساختهای ایران، کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد تا از بحران انرژی و رکود اقتصادی پیش روی کشورهای غربی جلوگیری کند.
در مقابل، ایران همچنان سلطه خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده و حملات طرف آمریکایی را با اقدامات متقابل پاسخ داده است.
برخی تحلیلگران نظامی معتقدند که آمریکا ممکن است برای تغییر موازنه جنگ، به اقدام نظامی زمینی و حتی تلاش برای تصرف جزیره خارک روی آورد.
بدیهی است که ایران از مدتها پیش خود را برای چنین سناریویی آماده کرده و در صورت ورود آمریکا به جنگ زمینی، تلاش خواهد کرد تلفات قابل توجهی به نیروهای مهاجم وارد کند.
همچنین انتظار میرود در صورت ورود جنگ به چنین مرحلهای، متحدان منطقهای ایران نیز وارد عمل شوند. حوثیهای یمن، گروههای مختلف عراقی و حزبالله لبنان، هر یک در جغرافیای خود توان تهدید منافع آمریکا را دارند.
از سوی دیگر، شواهد موجود نشان میدهد که آمریکا علاقهمند است بخش مهمی از هزینه انسانی هرگونه عملیات زمینی احتمالی را به کشورهای عربی منطقه منتقل کند.
برخی کشورهای عربی، از جمله عربستان سعودی و کویت، عملاً به طور کامل در جبهه آمریکا قرار گرفتهاند. این کشورها علاوه بر همکاری با آمریکا، خود نیز حملات مستقیمی علیه ایران انجام دادهاند و عربستان، همزمان حملاتی را علیه یمن نیز در دستور کار قرار داده است.
بررسی مجموعه دادههای موجود همچنین نشان میدهد که برخی کشورهای اروپایی نیز با اینکه از ورود مستقیم به جنگ خودداری میکنند، اما حمایتهای لجستیکی و پشتیبانی خود از عملیات آمریکا را افزایش دادهاند. برای آنها مهم است که تنگه هرمز، در کنترل ایران نباشد.
به بیان روشنتر، به نظر میرسد جنگ احزاب دیگری در حال شکلگیری است؛ جنگی که در آن آمریکا تلاش میکند با بهکارگیری همه ظرفیتها و متحدان خود، کنترل تنگه هرمز را به دست گیرد.
صرفنظر از اینکه اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت راهبردی تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی و آمریکا آشکار شده است، در صورت گسترش جنگ، احتمالاً برای هر یک از متحدان واشنگتن مأموریت مشخصی تعریف خواهد شد.
برای مثال، این احتمال وجود دارد که عربستان سعودی مأموریت مهار جبهه یمن را بر عهده بگیرد تا از اقدامات حمایتی انصارالله در پشتیبانی از ایران جلوگیری شود.
همچنین این سناریو نیز قابل تصور است که احمد الشرع و نیروهای تحت امر او در سوریه، مأموریت افزایش فشار بر حزبالله لبنان را بر عهده بگیرند تا هم توان حزبالله درگیر شود و هم بخشی از هزینههای انسانی و نظامی از دوش اسرائیل برداشته شود.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ اگر آمریکا تصمیم به ورود زمینی به خارک یا هر نقطه دیگری از جغرافیای ایران بگیرد، با توجه به آمادگی نیروهای نظامی ایران، چه راهکاری برای کاهش تلفات خود در نظر گرفته است؟
برخی برآوردها حاکی از آن است که آمریکا ممکن است به جای اتکا به نیروهای رزمی خود، از نیروهای مزدور چندملیتی و عمدتاً عرب استفاده کند تا هزینه سیاسی و اجتماعی کشته شدن نظامیان آمریکایی را کاهش دهد.
در این میان، نقش کشورهای شرقی ایران، بهویژه افغانستان و پاکستان، اهمیتی دوچندان خواهد یافت. چرا که این احتمال وجود دارد که گروههای تجزیهطلب و تروریستی مورد حمایت آمریکا نیز همزمان با تشدید درگیریها، برای ایجاد ناامنی در مرزهای شرقی ایران فعال شوند.
در چنین شرایطی، روشن است که ایران نه میتواند امنیت مرزهای شرقی خود را بر پایه اظهارات حکومت پاکستان بنا کند و نه به اداره سلفی طالبان اعتماد داشته باشد.
اگر ایران برای تأمین عمق راهبردی خود در مرزهای غربی اش، به متحدانی از جنس مردم در یمن، عراق و لبنان نیاز دارد، برای حفظ امنیت مرزهای شرقی نیز دقیقاً به چنین پشتوانهای نیازمند خواهد بود.
سید احمد موسوی مبلغ
نظرات(۰ دیدگاه)