بیش از یک حمله، بیش از یک پیام

  • انتشار: ۱۸ جوزا ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 1دیدگاه
  • شناسه مطلب: 264912

ایران به وعده خود وفا کرد و با حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت، بدون هیچ تردیدی حملات موشکی سنگینی را به اسرائیل آغاز کرد.

لحن ترامپ نشان می‌دهد که ضربات موشکی به اسرائیل، کاری بوده و رئیس‌جمهور آمریکا قصد ندارد ـ دست‌کم به‌طور علنی ـ وارد درگیری شود.

احتمالاً از نظر ترامپ، هنوز هم آتش‌بس ـ که آمریکا سخت به تداوم آن نیازمند است ـ نقض نشده است.

اما حملات ایران به اسرائیل، حاوی چند نکته مهم است:

۱. نخست آن‌که توان جنگی ایران همچنان در سطحی هست که آمریکا از ورود به جنگ مجدد خودداری کند.

البته عوامل دیگری نیز در این تصمیم مؤثرند؛ از جمله شرایط داخلی آمریکا، هزینه‌های اقتصادی جنگ و اولویت‌های دیگر واشنگتن در عرصه بین‌المللی. با این حال، آمریکا عواقب آغاز یک جنگ جدید را به‌درستی درک کرده و اقدامات اسرائیل را تحریکی برای ورود به جنگی می‌داند که نفعی در آن نیست.

معنای روشن این وضعیت آن است که ایران همچنان از سطح بالایی از بازدارندگی برخوردار است و توانسته هزینه‌های هرگونه رویارویی مستقیم را برای طرف مقابل به شکل معناداری افزایش دهد.

۲. اسرائیل تحولات جاری را در چارچوب یک تهدید وجودی ارزیابی می‌کند. به همین دلیل، هیچ ابایی از انجام اقدامات پرریسک و حتی غیرمتعارف ندارد.

امید اسرائیل این است که در نقطه‌ای، آمریکا تصمیم بگیرد وارد جنگ شود. اما عقلای زیادی در آمریکا هستند که فهمیده‌اند هزینه‌های جنگ برای اسرائیل، به اندازه منافع اسرائیل نیست.

۳. ایران با حمله دیشب، بیش از آنکه به اسرائیل پیام بدهد، به متحدان فعلی و بالقوه خود پیام داد.

ایران نشان داد که برای متحدان خود تا سرحد پذیرفتن بیشترین هزینه ممکن، اهمیت قائل است.

ایران به این درک رسیده که برای ماندن در فضای ابرقدرت‌ها، باید متحدانش بتوانند روی حمایت او حساب کنند.

ایران در جایگاه تثبیت موقعیت خود به‌عنوان یک تکیه‌گاه مطمئن برای متحدانش، ریسک حمله به اسرائیل را در شرایطی پذیرفت که بسیاری از کارشناسان، دستیابی به توافق با آمریکا را نزدیک می‌دانستند.

به گمان من، ایران با حمله دیشب، دستاوردی بسیار بیشتر از خشنودی حزب‌الله و مردم لبنان به دست آورد.

ایران عملاً جایگاه خود را به‌عنوان یک تکیه‌گاه قابل اعتنا و اعتماد در منطقه تثبیت کرد و همین مسئله، ضریب نفوذ ایران را در میان متحدان فعلی و بالقوه آن به شکل چشمگیری افزایش خواهد داد.

۴. نکته آخر این‌که اکنون ایران در شرایطی قرار گرفته که هر جریانی در منطقه، رابطه راهبردی خود با ایران را تحکیم کند، می‌تواند پس از عبور ایران از این بحران، به‌عنوان بخشی از یک معادله بزرگ‌تر منطقه‌ای، از ظرفیت‌های سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی حاصل از این هم‌پیمانی بهره‌مند شود و در تحولات منطقه نقش جدی‌تری ایفا کند.

در این نکته، برای اهل خرد، نکات بسیاری نهفته است.

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *