وقتی میبینیم که خیلیها در کوچه و خیابان یا در محافل رسمی پاچههای تنبان را بالا میزنند و جوراب نمیپوشند؛ و حتا آن بدویت را سنت اسلامی میدانند، وقتی مشاهده میکنیم که در سالنهای انتظار و در ترمینالها هیچکس مطالعه نمیکند و کتاب در دست ندارد.
“انسان آزاد آفریده شده است” و هیچ چیزی نمیتواند آزادی او را سلب یا محدود سازد، جملاتی هستند بسیار خوشایند و دل پذیر. اما پرسش این است که واقعا چنین است؟
اگر تاریخ سیاسی و اقتصادی کشور حتا با سرعت مرور گردد درخواهید یافت که از گذشته های بسیار دور، حتا آن زمان که این جغرافیای خشونت و بی عدالتی نام “افغانستان” برخود نگرفته بود، حکمرانان آنان چشم طمع و صدقه به بیرون داشته اند.
دو روز است که رسانهها از سومین دور نشست غیررسمی نمایندگان طالبان و دولت افغانستان در ترکیه خبر میدهند. گفته میشود که سرپرست هیئت طالبان در این نشست، شخصی به اسم مولوی «عبدالرئووف» است. اکنون سؤال این است که آیا به راستی، مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان در ترکیه جریان دارد؟
عدهی غرب زده در این روزها، بخاطر تظاهراتی که در ایران صورت گرفته، بسیار خوشحالیدارند، شاید خوشحالیشان به این خاطر باشند که امیدوارند نظام سیاسی ایران سقوط میکند و سر جایش یک نظام تابع، مزدور و غربزده می آید.
رهایی همیشگی از خشونت مذهبی و نفرت فرقهگرایی و دستیافتن بهآرامش و آبادانی در گرو آن است که خود، دست از نفرت و تعصبهای بیجا برداریم و بهکودکان خود، در خانه آموزش بدهیم که هرگز بهرهبران و بزرگان مذهبی دیگر مذاهب نه در نهان و نه در عیان، توهین نکنند.
بشر، نیازمند آزادی و عدالت؛ و جامعه انسانی نیازمند صلح جهانی است؛ تا در سایه درخت تنومند صلح و آزادای و رها از هر نوع خشونت و اعمال محدویت، طعم عدالت را بچشد؛ و در سطوح مختلف حرمت، کرامت و حیثیت انسان به رسمیت شناخته شود و حفظ گردد.