کابل در روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته گذشته شاهد دو نشست بینالمللی صلح برای افغانستان بود و زلمی خلیل زاد به نمایندگی از آمریکا در همین راستا در هفته پیشتر به کشورهای منطقهای آسیای میانه و پاکستان سفر کرد و با رهبران حکومت افغانستان از طریق ویدئو کنفرانسهای جداگانه موضوع صلح افغانستان را مورد بحث قرار دادند.
خشم و انزجار عمومی برای این است که ناجی هنوز تبر مبارزه با ستم سیستماتیک را در دست دارد و علم رهبری یک جنش خونین را بر زمین نگذاشته اما کارمند سیستمی می شود که به قول خودش در مذان اتهام کشتار دهمزنگ است.
به سالگرد حادثه ۲ اسد، بزرگترین رویداد پس از قتل عام ۶۲٪ در تاریخ افغانستان نزدیک میشویم. عدالتخواهان، فرهیختگان، چیزفهمان و شاعران دردمند و بااحساس مطالب خود را در تفسیر، تبیین و ثبت رویداد آماده کنند.
آمریکا چون خود را از بنیانگذاران حقوق بشر در عصر جدید و آزادترین کشور جهان میداند، تلاش دارد که دیگر کشورها را بر اساس معیارهای خود بسنجد. این در حالی است که مطابق بسیاری از گزارشهای حقوق بشری در مورد آمریکا، این کشور یکی از فجیعترین شرایط را در این خصوص دارد.
اگر ادعای واقعی برای تامین وحدت ملی، برابری، برادری و اراده برای تامین عدالت اجتماعی وجود دارد، چرا از حلقه اشرف غنی هیچ کسی در محفل امروزی مارشال صاحب دوستم اشتراک نکرده بود؟
باید کمی به عمق مسئله رفت و دید که عربستان در افغانستان چه میخواهد و دنبال چه اهدافیست، چرا علاقمند و عاشق مدرسهسازی است و چرا بیشتر به این امر تآکید و هزینه میکند و به سایر امور انکشافی مورد نیاز مردم ما نمیپردازد.
از بلخی سه اثر مکتوب و یک اثر شفاهی مانده است: دو کتاب به نامهای فلسفه الاحکام فی نصره الاسلام و زنبیل بلخی و سومی دیوان شعرش؛ اما اثر شفاهی او مجموعه سخنرانیهایی است که تعدادی از آنها در دسترس قرار دارد. دو کتاب بلخی نسخههای دستنویس دارد و هنوز چاپ نشده است و فعلاً از بحث ما بیرون است. میماند شعرها و سخنرانیهای او که لازم است توضیحات بیشتری درباره آنها بدهم.
در بلندمدت مشکلات عمیق ساختاری از جمله شورشهای نژادی مشابه و نابرابری در توزیع ثروت در آمریکا همچنان ادامه خواهد یافت و این موارد شکاف اجتماعی را درآمریکا عمیقتر نموده و در هرصورت ایالات متحده را بر روی یک گسل خطرناک اجتماعی و سیاسی قرار داده که میتواند تبعات جدی برای این کشور به همراه داشته باشد.