کودتای نرم پشتون ها علیه جمهوریت
گزارشهای که در رسانهها از توافق حکومت افغانستان با طالبان درز کردهاست، حاکی از تقسیم قدرت به صورت پنجاه، پنجاه است. به عبارتی قرار است در حکومت جدید، نصف قدرت به طالبان داده شود و نصف قدرت به حکومت فعلی.
گزارشهای که در رسانهها از توافق حکومت افغانستان با طالبان درز کردهاست، حاکی از تقسیم قدرت به صورت پنجاه، پنجاه است. به عبارتی قرار است در حکومت جدید، نصف قدرت به طالبان داده شود و نصف قدرت به حکومت فعلی.
از قول یکی از مذاکره کنندگان طالب و مذاکره کنندۀ امریکایی گفته می شود که علاقمندی طالبان به قوای قضایی افغانستان بیشتر از این سبب است تا آنها بتوانند تمام افراد متهم به دزدی و غارتگری ملیارد ها دالر کمک دنیا به افغانستان و دوسیه های فساد ۱۹ سال گذشته را بررسی کنند.
یکبار دیگر افغانستان بر سر دوراهی جمهوری اسلامی یا امارت اسلامی قرار گرفته نگاه گذرا میکنیم به منطق هرکدام از آنها.
بنظرم من هیچ جوان عاقل و تحصیل کرده از حکومت موقت حمایت نمیکند و اگر چنین حمایتی صورت بگیرد، قطعن رقصیدن به ساز بیگانه ها و عوامل داخلی آنها خواهد بود.
باید پرسید که اگر فاصله میان دیدگاه های محقق و خلیلی تا این اندازه زیاد است که یکی به دنبال حکومت موقت است و دیگری به دنبال حفظ جمهوریت، این دو و بقیه کسانی که در جلسات تصمیم گیری اخیر و به عنوان رهبران جامعه شرکت میکنند و همگی هم با یکدیگر اختلاف نظر جدی دارند، با چه مکانیزمی می خواهند به یک اجماع نظر برسند؟
آنچه دراین مصاحبه شنیدم و دریافتم، نه بیان یک رهبر سیاسی اهل دانش و خرد و استدلال که من می شناختم و انتظار داشتم، بلکه یک گفتگوی آشفته و ضعیفِ داستانی در قالب بیان “سوم شخص مفرد” بود….
افغانستان در آستانه یک تحول دیگر است. از فاطمیون در سوریه گرفته تا جبهه مقاومت تا خلیلی و محقق و دیگران همه داشتههای مردم ما هستند. در گذار از این مرحله باید تمام داشتهها را مد نظر داشت. ما پتانسیل بزرگی در افغانستان هستیم که در جنگ و صلح کسی ما را نادیده گرفته نمیتواند.
سخن گفتن از حکومت موقت برای مردم افغانستان تداعی کننده ی شکست و گیر ماندن در چرخه ای باطل است.
توافق سیاسی از نظر خلیلزاد و امریکایی ها، تشکیل دولت مشترک میان دولت و طالبان است. آنها خواستار واگذاری پنجاه در صد قدرت در تمام نهادهای دولت به طالبان هستند.
سه ضلع مثلث بحران جامعهی شیعه و هزاره عبارت اند از فقدان آگاهی و مطالبه گری مردم، رفتار چاپلوسانه بسیاری از تحصیل کردگان و موج سواری رهبران. تا این اضلاع بحران تغییر نکنند، وضعیت نه تنها درست نخواهد شد که بحرانی تر نیز میشود. اگر میخواهیم به جایی برسیم، همهی اضلاع مثلث بحران بویژه تحصیل کردگان چاپلوس باید تجدید نظر نموده به وظایفشان برگردند.