مذاکره در سایه محاسبه هزینه و فایده
- انتشار: ۱۶ دلو ۱۴۰۴
- سرویس: تیتر 1دیدگاه
- شناسه مطلب: 248379
رفتار آمریکا در قبال مذاکره با ایران رفتاری دوگانه است؛ با دست پس میزند و با پا پیش میکشد. از یکسو به این مذاکره نیاز دارد و خواهان به نتیجه رسیدن آن است و از سوی دیگر میکوشد چنین وانمود کند که دست بالاتر را در مذاکرات دارد و ابتکار عمل در اختیار واشنگتن است.
در همین چارچوب، یکبار مذاکرات برنامهریزیشده میان ایران و آمریکا که قرار بود در عمان برگزار شود لغو شد و ساعاتی بعد، آمریکا با نوعی منتگذاری بر کشورهای عرب منطقه مدعی شد که به خواست آنها در مذاکرات حضور خواهد یافت. با این حال، واقعیت آن است که آمریکاییها خود، بیش از کشورهای عرب منطقه، مشتاق مذاکره با ایران هستند و این تمایل، ریشه در محاسبات مستقیم واشنگتن دارد.
گرایش آمریکا به حلوفصل مسائل با ایران حاصل ارزیابی شرایط و ظرفیتهاست. تردیدی نیست که توان نظامی آمریکا، بهویژه در حوزه جنگ هوایی، قابل مقایسه با ایران نیست. اگر ترامپ به این جمعبندی قطعی میرسید که با یک حمله نظامی میتواند کار جمهوری اسلامی را تمام کند، احتمالاً حتی لحظهای درنگ نمیکرد. اما واقعیت این است که محاسبه هزینه و فایده جنگ با ایران، آمریکا را به سمت مذاکره سوق داده و دلیل آن نیز راهبردی است که ایران برای مواجهه با آمریکا در پیش گرفته است.
جمهوری اسلامی ایران بهخوبی میداند که از نظر تکنولوژیک و سختافزاری همتراز آمریکا نیست. به همین دلیل نیز بهجای تکیه بر برتری تهاجمی، بر راهبردی تمرکز کرده که هدف آن پرهزینه کردن هرگونه درگیری احتمالی برای طرف مقابل است. این سیاست بر این فرض استوار است که حتی اگر جنگی آغاز شود، هزینههای آن برای آمریکا بهمراتب سنگینتر از دستاوردهایش خواهد بود.
تحولات داخلی ماه گذشته ایران و نحوه کنترل آنها نیز در ارزیابیهای آمریکا بیتأثیر نبوده است. به نظر میرسد واشنگتن به این نتیجه رسیده که حتی حمله نظامی هم الزاماً به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد. چنین حملهای در بهترین حالت میتواند به تخریب بخشی از زیرساختها یا ترور محدود برخی چهرهها بینجامد؛ سناریویی که نهتنها آمریکا را به اهداف راهبردیاش نزدیک نمیکند، بلکه ممکن است همچون تجربه جنگ دوازدهروزه، به افزایش انسجام داخلی در ایران منجر شود.
در مقابل، جمهوری اسلامی با اعلام آمادگی قاطع برای ورود به یک جنگ، این پیام را به واشنگتن منتقل کرده است که هرگونه درگیری، بدون هزینه نخواهد بود. تأکید رهبر جمهوری اسلامی بر منطقهای شدن جنگ در صورت آغاز آن، ناظر بر همین معناست: درگیری محدود باقی نخواهد ماند و پای متحدان منطقهای ایران و اهداف متعدد آمریکایی به میان کشیده خواهد شد.
هرچند آمریکا بخشی از نیروهای انسانی خود را از پایگاههای پیرامون ایران خارج کرده، اما این پایگاهها همچنان مملو از تجهیزات فوقمدرن و بسیار پرهزینه هستند. تنها ارزش تجهیزاتی که در پایگاه آمریکا در کویت نگهداری میشود، دهها میلیارد دلار برآورد میشود. پایگاههای آمریکا در قطر، امارات، بحرین و سایر کشورهای منطقه نیز همگی در تیررس توان موشکی ایران قرار دارند و هیچیک از آنها به سامانههای پدافندیای مجهز نیستند که بتواند بهطور کامل در برابر حملات گسترده و اشباعشونده مقاومت کند.
در بعد اقتصادی نیز، تنگه هرمز همچنان یکی از متغیرهای کلیدی در معادلات امنیتی منطقه باقی مانده است. هرچند آمریکا مصرفکننده مستقیم بخش عمده انرژی عبوری از این مسیر نیست، اما اختلال در جریان انرژی از تنگه هرمز میتواند پیامدهای شدیدی برای بازار جهانی انرژی به همراه داشته باشد؛ پیامدهایی که از طریق افزایش قیمتها و بیثباتی بازارها، بهطور غیرمستقیم بر اقتصاد آمریکا اثرگذار خواهد بود و در عین حال، ضررهای مالی هنگفتی را نیز بر متحدان منطقهای واشنگتن تحمیل خواهد کرد.
ایران در جنگ دوازدهروزه نشان داد که قادر است با استفاده از موشکها و پهپادهای ارزانقیمت، سامانههای پدافندی اسرائیل را اشباع کرده و در نهایت موشکهای دقیقتر خود را به اهداف مورد نظر برساند. به نظر میرسد اسرائیل همچنان راهحل قطعی برای مصون ماندن از این نوع حملات نیافته و در صورت بروز جنگ میان آمریکا و ایران، بهطور طبیعی به یکی از اهداف در دسترس تبدیل خواهد شد.
در چنین چارچوبی، اسرائیل بهعنوان یکی از متحدان کلیدی آمریکا، در صورت بروز جنگی گسترده میان ایران و ایالات متحده، بهطور طبیعی در معرض تبعات امنیتی و سیاسی قابلتوجهی قرار خواهد گرفت؛ تبعاتی که هزینههای مستقیم و غیرمستقیم آن متوجه واشنگتن نیز خواهد بود.
افزون بر این، ایران میتواند از همین الگو برای تهدید ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه استفاده کند و حتی خارج کردن موقت بخشی از آنها از چرخه عملیاتی، ضربهای جدی به اعتبار نظامی واشنگتن وارد خواهد کرد؛ تجربهای که پیشتر نیز نمونههایی از آن، از جمله توسط یمنیها، مشاهده شده است.
در مجموع، به نظر میرسد هزینههای بالقوه یک درگیری نظامی با ایران در محاسبات تصمیمگیران آمریکایی بهقدری بالاست که مسیر گفتوگو و مذاکره را به گزینهای واقعبینانهتر و کمریسکتر تبدیل کرده است. در این چارچوب، توانایی ایران در اقناع طرف مقابل نسبت به ظرفیت خود برای تحمیل هزینه—حتی در شرایط ضربهپذیری—نقشی تعیینکننده در تداوم و جهتگیری روند مذاکرات ایفا میکند.
سید احمد موسوی مبلغ
نظرات(۰ دیدگاه)