در تمام قوانین و کنوانسیونهای بین المللی مقابله با دولت رسمی و منتخب، جرم محسوب میشود اما اگر دولتی نتواند یا نخواهد از ملتش در مقابل تهدیدات دشمنان آنان دفاع کند، دیگر ملامتی وجود نخواهد داشت که ملت خود دست به کار شوند و امنیت جانی، مالی، اقتصادی و سیاسی شان را به دست بگیرند و حفظ کنند.
حکومت، طالبان، حلقات فاشیستی و قدرتهای خارجی اگر «پیام» این همبستگی بیسابقهی هزارهها در حمایت از «مقاومت مردمی» را درک نکنند و قطارِ سرکوب و کشتارِ هدفمندِ این مردمِ آرام و صلحدوست و مدافعِ جمهوریت را متوقف نسازند؛ باید منتظر گسترش جبهۀ مقاومت و تشکیل هستههای «مقاومت مردمی» در درّهصوف و قرهباغ و قیاق و سرپل و غور و دایکندی نیز باشند.
در شرایطی که حکومت از لحاظ سیاسی و نظامی تحت فشار طالبان و برخی رهبران احزاب و گروه های سیاسی قرار دارد و شمشیر تیز طالبان در حال بریدن گردن جمهوریت است، درگیر شدن حکومت با مردم هزاره که صادقترین حامی حکومت است نهایت بیتدبیری و جهالت میباشد و مشکوک به نظر میرسد.
طالبان میداند که بایدن ـ حتّی با خروج نیروهای نظامی خود ـ میتواند با حمایت قاطع از حکومت افغانستان و فشار بر پاکستان، این گروه را از رسیدن به قدرت مطلق بازدارد و در پذیرش آتشبس و سازش با حکومت افغانستان ناگزیر نماید. چیزی که خواست مردم و حکومت افغانستان است.
حکومت افغانستان باید بفهمد که از نظر سیاسی در آستانه ی گسست و انزوای هولناکی قرارگرفته است. شکست مذاکرات دوحه به معنی پیروزی غنی و تیمش نیست بلکه به معنی تعلیق یک پروسه ی امید و توقف پیشرفت سیاسی است.