باخروج نیروهای خارجی نگرانی های جامعه به شدت افزایش یافته است. واقعیت آنست که در جامعه ناآگاه و رهبرانی که بیشتر شارلاتان اند، و مافیای که برعرصه های گوناگون چنگ انداخته است، توقع وضعیت بهتراز این را داشتن، نشانه زوال عقلی است.
شاید بگوئید که علیرغم اینکه دولت افغانستان یک مجمع ناکارآمد، تبعیض گرا و فاسد و اشرف غنی گرچه بطور غیر قانونی، غیر منتخب ” رئیس جمهور ” است، بازهم نمیتوان این دولت را با جنبش طالبان همسو و برادر دو قلو دانست. حق با شماست. من عنوان را با سوالیه نوشته ام. این دو پدیده را گرچه نمیتوان کاملآ برابر و برادر دانست. ولی در بسا موارد شباهت هایی میان آنها وجود دارد. قدرت گرایی، بویژه روی معیار قومی و زبانی، یکی از این وجوه مشترک میان آنهاست. نداشتن پایه های عمیق مردمی، حمایت از خارج و عدم استقلال، وجو دیگریست.
فقدان پرچم ملی بیانگر نفاق و گویای تعارض میان شعار و عمل اینها است و به خوبی میرساند که چه نگاهی این کشور و مردم را به خاک سیاه نشاند و باز اینها چه چیز را به کله خودشان میپرورانند و به دنبال چه هستند؟