هردو مذهب جعفری و حنفی باید در افغانستان رسمی باشد و به پیروان مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر مانند سِکها نیز در احوال شخصیه و موضوعات فرقه ای و دینی شان حقوق قائل شویم تا همه دوستانه و برادرانه در افغانستان آرام، آباد، آزاد، مرفه و شگوفا زندگی کنیم.
اقدام موهن مجله شارلی ابدو در فرانسه به ساحت پیامبر گرامی اسلام( ص) که چند روز پیش اتفاق افتاد، نمونه ای روشن از نقض حقوق مسلمانان و مصداق بارز اسلام هراسی است. این حرکت نفرت انگیز نه تنها قلب مسلمانان را جریحه دار نمود، که به رشد افراط گرایی و تروریزم کمک می کند.
عدالتخواهان آن زمان، علی را به خلافت برگزیدند. خیلیها با امام بیعت کردند اما سران مجاهدین و عربگرایان افراطی مخالفت کردند و گریختند تا بیعت نکنند. خیلیهاشان به معاویه پیوستند و جنگ صفین را علیه عدالتخواهان پابرهنه راه انداختند.
امروزه با روشنفکرانی سروکار داریم که حقیر از آنها تعبیری به روشنفکران یزیدی میکنم؛ زیرا این گونه روشنفکران در فضای جاهلانهی قومی و نژادی کشور و با نگاه کاملا یزیدی به تحلیل مکتب عاشورا و امام حسین(ع) میپردازند.
نقش آفرینان عاشورایی، صفحه تاریخ را سرخ کردند و نوشتند برای خلق خدا و فهماندند که زیستن با عزت و عدالت خواهی و زیست اخلاقی، هزینه دارد و اگر کسی حاضر است هزینه سنگین آن را بدهد، سالک راهی باشد که مرشد آن حسین بن علی است.
همزمان با نهضت امام حسین دو جریان دیگر نیز متولد شد، یک گروه همواره نسبت به حرکت امام اعتراض داشتند قیام امام را معقول نمیدانستند و اصل حرکت امام را قبول نداشتند، گروه دیگر برای مخالفت با آنان بر احساسات و عواطف حسینی تاکید داشتند، این گروه حاشیه ها را پر رنگ تر از متن نمودند، تا آنجا که مبانی و هدف اصلی قیام به فراموشی سپرده شد.
آنچه تا اینجای کار آشکار است این است که عاشورا مکتبی پیشتاز به سمت آینده است و اگر نمیبود اینقدر فراگیر و فراوان و بیمرزومهار و جاودانه و جهانی نمیشد. فریاد هل من ناصر حسین در گوش همۀ تاریخ طنینانداز است و همۀ عاشورائیانِ پساعاشورا را از سراسر عالم به یاری راه روشن و خط خونین و مکتب معرفتمدار عاشورا فرا میخواند و این یعنی پویایی و پایایی آیندهنگارانه و آیندهنگرانهای که در متن و بطن دینی ـ معرفتی این قیام همیشهقائم تعبیه شده است.