گذر از لبهی تیغ؛ ایران و امریکا جنگ یا توافق؟
- انتشار: ۴ حوت ۱۴۰۴
- سرویس: تیتر 2دیدگاه
- شناسه مطلب: 251058
از رویارویی ایران با امریکا ۴۷ سال میگذرد. این رویارویی در زمان ترامپ چه دردورهی قبلی، چه در این دوره، به اوج خود رسیده است.
گویا رویارویی ایران و آمریکا در دوره ترامپ، با تمام دورههای قبل متفاوت است. در دوره گذشته به دستور ترامپ ژنرال قاسم سلیمانی، استراتژیست برجستهی ایرانی، در بغداد ترور شد. متعاقب آن ایرانیها تهدید کردند که به انتقام خون ژنرال/ سردار خود پایگاههای امریکا را هدف قرار خواهند داد. سپس آقای ترامپ با ریشخندی خطاب به آیتالله خامنهای نوشت: بزن. چرا نمیزنی! پس از آن در کمال ناباوری پایگاه امریکا در عینالاسد عراق هدف قرار گرفت. به این ترتیب برای اولینبار یک پایکاه امریکا پس ازجنگ جهانی دوم، مورد حمله قرار گرفت و این رکورد شکسته شد. در نهایت تنش از یک قدمی جنگ تمام عیار فروکش کرد.
در این دوره نیز ترامپ پس از به قدرت رسیدن فتیله تنش را بالا برد و شروع به تهدید و تعیین ضربالاجل کرد. در میانهی مذاکره و تنش اسرائیل در سحرگاه ۲۳ جوزا/ خرداد به ایران حمله کرد و عالیترین فرماندهان ایران را از میان بر داشت. پس ۱۸ ساعت از شروع حمله اسرائیل به ایران و در میانهی بهت و حیرت، متقابلا ایران، تلآویو را آماج حمله قرارداد و سیستمهای سهلایهی دفاعی اسرائیل بهنحوی جا باز کردند و تا حدودی، در صف تماشاچیها ایستادند.
آمریکا وقتی دید اسرائیل به تنهایی کاری از پیش برده نمیتواند، به همان اندازه که ضربه بزند ضربه نیز دریافت میکند- هرچند که خسارات انسانی ایران بسیار بیشتر بود-خود وارد معرکه شد و بر خلاف موازین بینالملل، تاسیسات هستهای ایران را بمباران کرد. پس از آن، ترامپ مدعی شد که تمام تاسیسات هستهای ایران را با هواپیماهای خوشکل، به خاک یکسان کردهاست، کاری هیچیک از ارتشهای دنیا قادر به انجام آن نبودهاست.
پس از اتفاق جدی/دی ماه در ایران آقای ترامپ به تنش داروهای دوپینگ خوراند و قدرت تنش را افزایش داد. اولین لایه این تنش رسانهای بود، رسانههای همسو افکار آقای ترامپ بمباران رسانهای را علیه ایران آغاز کردند و متعاقب آن تهدید عملی به عنوان لایه دوم فشار آغاز شد. بنابراین ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن با ناوگروهی همراه به سوی آبها ایران حرکت کردند و در نهایت هم جرالت فورد.
در میان این تهدیدها و هیاهو چیزی که پوشیده ماند و به آن پرداخته نشد و امریکایی ها بهصورت عملی و نه لفظی به آن اعتراف کردند و آن اینکه بر خلاف ادعاهای آقای ترامپ، هواپیماهای خوشکل در از بین بردن قابلیتهای هستهای ایران ناتوان بودهاند و الا مناقشه و مذاکره دوباره در این رابطه معنا نداشت.
برگردیم سر اصل مطلب. آقای ترامپ با ایجاد ترس و جنگ روانی و با بهرهگیری از رسانه و تهدید عملی در پی آن بود که در سایهی تهدیدها، از مقامات ایرانامتیاز بگیرد. از ظاهر امر چنین پیداست که مقامات ایران از تهدیدهای ترامپ نترسیدهاند و خود را برای تمام سناریوها آماده کردهاند.
الان ترامپ است، پرونده ایران و لایه یا هسته واقعیت بدون روتوش، بدون لوازم حاشیهای. بنابراین در این لایه، جنگ و توافق هر دو گزینه، بهصورت توامان، هم بسیار دور است و هم بسیار نزدیک. اگر مذاکره برسر این باشد که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند و راهکارهای برای تضمین آن در نظر گرفته شود. در این بستر درصد غنیسازی نیز میتواند به اندازه برجام یا کمی بیشتر یا کمتر در نظر گرفته شود. این گزینه شانس توافق را تضمین میکند و در عینحال گزینه برد برد است.
اگر قرار باشد موشکهای ایران وارد مذاکرات شود، شکست مذاکرات قطعی و گزینه جنگ حتمی است. در آن صورت معلوم است که این جنگ ویرانگر و بسیار گسترده، برنده ندارد و نتیجه، از پیش معلوم است که باخت باخت است. پس با توجه به این که در میز مذاکرات چه چیزی قرار میگیرد با توجه به آن توافق خیلی دور و خیلی نزدیک است و به همان نسبت جنگ نیز خیلی نزدیک و خیلی دور است.
دکتر سید جواد سجادی
نظرات(۰ دیدگاه)