کابوس تنگه هرمز
- انتشار: ۲۶ حوت ۱۴۰۴
- سرویس: تیتر 1دیدگاه
- شناسه مطلب: 253543
استفاده ایران از موشکهای سوخت جامد (موشک سجیل) و نیز موشکهای بارشی، سطح جدیدی از فشار نظامی را به اسرائیل وارد کرده و باعث شده ساکنان اسرائیل بخش عمدهای از زمان خود را در پناهگاهها به سر ببرند.
با اینکه سانسور اخبار اصابت موشکهای ایرانی به اهداف آمریکا و اسرائیل در سطح وسیعی در حال انجام است، اما وسعت تخریبها به حدی است که این دو کشور نمیتوانند مانع انتشار تمام ویدئوهای اصابتها شوند.
پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس آسیبهای قابل ملاحظهای دیده و ناوهای هواپیمابر آمریکایی هم نشان دادهاند که قادر به پذیرش ریسکهای امنیتی ورود به تنگه هرمز نیستند.
اما همه اینها فقط بخشی از مشکلاتی است که آمریکا و اسرائیل با حمله به ایران به خود تحمیل کردهاند.
تنگه هرمز همچنان پاشنه آشیل آمریکاست و تلاش آمریکا برای ایجاد یک ائتلاف جهانی برای حمله به تنگه هرمز هم ناکام ماند.
کشورهای جهان دقیقاً میدانند که ایران بهراحتی قادر است برای مدت طولانی تنگه هرمز را بسته نگاه دارد و عواقب این اتفاق تنها به بالا رفتن قیمت انرژی و بروز رکود اقتصادی در کشورهای وابسته به انرژی متوقف نمیشود.
با اینکه توقف تولید و صدور نفت از تنگه هرمز قیمتهای جهانی را بهشدت بالا میبرد، اما تنگه هرمز محل صادرات مواد حیاتی دیگری همچون اوره و محصولات پتروشیمی به دنیا نیز هست.
در آستانه فصل بهار و آغاز فصل کشاورزی، عدم صادرات اوره که برای تولید کود شیمیایی مورد نیاز است، میتواند در تولید بخش زیادی از محصولات کشاورزی در سال آینده اختلال ایجاد نماید.
با بسته ماندن تنگه هرمز، هرچند که بازار تلاش میکند تا تولیدکنندگان دیگری را بیابد، اما با توجه به کمبود زمان انتظار نمیرود که این تلاش موفقیتآمیز باشد و در نتیجه در آینده نهچندان دور بخشی از تولیدات گیاهی و غذایی با بحران قابل توجه مواجه می شود.
مسأله دیگری که برای دنیا مهم است این است که شرکتهای بزرگ دنیا، بهویژه در حوزه تکنولوژی، سرمایهگذاریهای چند صد میلیارد دلاری در کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام دادهاند. بهطور مثال، مراکز داده، پروژههای AI و شهرهای هوشمند در عربستان و امارات فقط بخشی از این سرمایهگذاریها هستند.
ناامن ماندن منطقه، همچنان که با محدود کردن درآمدهای نفتی کشورهای عربی منطقه را به خاک سیاه مینشاند، به احتمال زیاد شرکتهای بزرگ غربی را هم دچار مشکلات گسترده، تا سرحد ورشکستگی برخی از آنها، خواهد کرد و این چیزی نیست که اگر اتفاق بیفتد، اقتصاد غرب بتواند آن را تحمل کند.
البته کشورهای غربی و عربی برای حل بحران تنگه هرمز یک راه دیگر هم در اختیار دارند و آن این است که تمام محصولات مورد نیاز خود را از مسیر زمینی به غرب عربستان برسانند و با استفاده از دریای سرخ به سمت تنگه بابالمندب (که حوثیهای یمن بهشدت میتوانند بر امنیت آن اثرگذار باشند) یا کانال سوئز بروند.
اما مشکل اینجاست که در آن مسیر هم، حتی اگر انتقال این حجم از محصولات ممکن باشد، کانال سوئز ظرفیت انتقال آن را ندارد و تنگه بابالمندب هم همچون تنگه هرمز، با اقدامات حوثیها برای دشمنان ایران و یمن ناامن خواهد بود.
در چنین شرایطی که بحران انرژی، بحران کشاورزی و بحران سرمایهگذاری همه یکجا گلوی غرب را گرفته، منطقیترین کار این است که کشورهای غربی، به جای همراهی با ترامپ و نتانیاهوی غیرمعتدل، با ایران وارد مذاکره شوند.
قطعاً برای آنها بسیار دشوار است که بخواهند امتیازهایی به ایران بدهند که سالها برای ندادنش ایران را تحت فشار گذاشتهاند، اما این وضعیت نتیجه حماقتی است که آمریکا و اسرائیل به آنها و جهان تحمیل کردهاند.
اروپا قطعاً وارد جنگی که برنده آن آمریکا و اسرائیل نیستند نخواهد شد و چرخش اروپا و کشورهای آسیایی به سمت ایران و تمکین به مطالبات ایران، در سایه تداوم فشار، موقعیت چانهزنی ایران را بهطور قابل توجهی تقویت میکند؛ تا جایی که ممکن است بتواند ایران را به یک قدرت جهانی تبدیل نماید.
سید احمد موسوی مبلغ
نظرات(۰ دیدگاه)