هزینه پنج سال اعتماد به طالبان

  • انتشار: ۷ سنبله ۱۴۰۵
  • سرویس: تیتر 1دیدگاه
  • شناسه مطلب: 275690

زیباک بدخشان، صحنه درگیری‌های گسترده است و همزمان، حملات پراکنده علیه طالبان در شهرهای مختلف نیز در حال انجام است.مهترلام و هرات، شب گذشته شاهد دو انفجار بودند که گفته می‌شود در آن، نیروهای طالبان هدف قرار گرفته‌اند.

از سوی دیگر، منابع روسی اعلام کرده‌اند که این کشور در حال ارسال سلاح و تجهیزات به مرز افغانستان با تاجیکستان است تا از ورود ناامنی به آسیای میانه جلوگیری کند.

در روزهای غائله جمعه‌خان فاتح در بدخشان، در یادداشتی نوشته بودم که آمریکا ممکن است علاقه‌مند باشد شکست ناتو در اوکراین را از طریق ایجاد فشار و ناامنی در آسیای میانه جبران کند و لازمه چنین اتفاقی، افزایش ناامنی در افغانستان است تا از دل این ناامنی، کشورهای منطقه نیز درگیر شوند.

از سوی دیگر، گفته می‌شود که در سفر رئیس سازمان سیا به روسیه، آمریکا از روسیه خواسته بوده تا از همکاری با ایران دست بردارد؛ اما این خواسته، با پاسخ مثبت همراه نشده است.

آمریکا در دو جبهه درگیر است؛ در جبهه اوکراین با روسیه و در یک جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی ایران. در شرایطی که آمریکا در هر دو جبهه با دشواری‌ها و ناکامی‌هایی مواجه است، بعید نیست که تلاش کند رقبای خود را با یک نسخه واحد، در محیطی دیگر به چالش بکشد.

در چنین شرایطی، اگر روس‌ها به این جمع‌بندی رسیده باشند که باید مرزهای جنوبی آسیای میانه را با استقرار تجهیزات و نیرو امن نگاه دارند و مواجهه محتاطانه‌تری با افغانستان تحت سلطه طالبان داشته باشند، بعید است ایران نیز نسبت به این تحولات بی‌تفاوت بماند.
تغییراتی که در سیاست ایران نسبت به طالبان دیده می‌شود، از دعوت سران جبهه مقاومت به مراسم تشییع پیکر رهبر شهید تا حضور و دعوت از آنان در کنفرانس وحدت اسلامی که هم‌اکنون در حال برگزاری است، می‌تواند نشانه‌ای از همین بازنگری باشد.

بی‌اعتمادی به طالبان و احتمال اجرای طرح‌های ضد امنیتی آمریکا علیه کشورهای منطقه از جغرافیای افغانستان و نقش مخرب طالبان در این پروژه، چیزی نبود که در پنج سال گذشته از سوی متخصصین مسائل افغانستان گفته نشده باشد.

همراهی روسیه و ایران با طالبان در این سال‌ها، ظرفیت‌های زیادی را که می‌توانست در تغییر موازنه ابزارهای قدرت در افغانستان به نفع کشورهای منطقه عمل کند، از بین برد.

افغانستان ناامن، به ضرر منطقه و به نفع آمریکاست و اساساً واگذاری افغانستان به طالبان توسط آمریکا، تلاشی برای حفظ ظرفیت‌های بحران‌سازی محسوب می‌شد، نه تأمین امنیت و ثبات.

روسیه و ایران در تمام پنج سال گذشته، گرفتار بازی نرم استخباراتی طالبان شدند.
شاید مهم‌ترین خطای سیاست کشورهای منطقه در قبال طالبان همین باشد که اداره طالبان را به‌عنوان یک ابزار ثبات پذیرفتند و همزمان، تمام ظرفیت‌های امنیت‌ساز و ثبات‌آور در افغانستان را که برای ایجاد موازنه در برابر طالبان ضروری بود، از بین برده و قربانی تعامل بی‌حاصل با طالبان کردند.

اکنون، اگر همسایگان افغانستان ناچار به جبران مافات شوند، هزینه سنگینی را باید بابت آنچه که خود تخریب کرده‌اند، بپردازند.
در شرایط کنونی، اگر طالبان ــ در همسویی با طرح‌های آمریکا ــ دیگر نخواهد آن نقشی را که روسیه و ایران در تأمین ثبات از این گروه انتظار داشتند، ایفا کند، مسئله دیگر فقط یافتن یک جایگزین برای طالبان به‌عنوان متحد نیست؛ مسئله این است که بسیاری از ابزارهایی که می‌توانستند برای مهار بحران افغانستان مورد استفاده قرار گیرند، طی همین پنج سال از میان رفته‌اند.

اگر کشورهای منطقه به دنبال کاهش آسیب‌پذیری‌های امنیتی خود از جغرافیای افغانستان باشند، پیش از هر اقدامی لازم است جریان طرفدار طالبان در نهادهای تصمیم‌گیر خود در قبال افغانستان را از مسائل افغانستان کنار بگذارند.

تداوم فعالیت این جریان همسو و همراه با طالبان، کمک به افزایش بی‌ثباتی در منطقه خواهد بود.

اولین گام تأمین ثبات منطقه‌ای برای ایران و روسیه، کنار گذاشتن افرادی همچون حسن مرتضوی و ضمیر کابلوف از پرونده افغانستان است.

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *