سرویس دیدگاه

بازی سازی از نوع پاکستانی

سراج الدین حقانی پس از قریب به ده روز اقامت در امارات متحده عربی، در شرایطی به کابل بازگشت که گفته می‌شود بخش زیادی از نیروهای تحت امر او در مناطق مختلف افغانستان و از جمله در کابل، توسط نیروهای وابسته به ملاهبه الله، خلع سلاح شده اند.

بحران سازی برای تنفس

زمزمه های از اخبار مذاکرات پاکستان با مخالفان طالبان بگوش می‌رسد. البته توقعی این بود که بعد از حاکمیت امارت طالبان پاکستان برای سرگرم کردن جهادی‌های دو سوی سرحد به مشکل بخورد و برای رهایی از شر آنان برای آنان دشمنانی بسازد.

بعثت: عدالت برای توحید

پیامبر ما، رحمت للعالمین است. معنای این سخن این است که او می‌خواهد تمام انسانهای روی کره خاکی، از موهبت های الهی بهره مند باشند و نیکو زندگی کنند.

آینده مبهم روابط آمریکا و طالبان

رابطه میان گروه طالبان و ایالات متحده، به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و چندوجهی‌ترین تعاملات سیاسی معاصر، بازتابی از فراز و نشیب‌های تحولات دو دهه گذشته در منطقه است.

ابعاد اجرای حدود و قصاص در اداره طالبان

بیش از سه سال از استقرار مجدد نظام طالبان در افغانستان می گذرد و در این مدت مسئله حدود و قصاص و چگونگی اجرای آن یکی از مسائلی است که به شدت در کانون توجه داخلی و خارجی قرار دارد.

شامیان به سوی تاجیکستان؟!

تکرار تجربه موفق تروریست ها در سلطه بر جغرافیا (پس از افغانستان در سوریه)، به صورت طبیعی همه کشورهایی که استعداد درگیری با گروه‌های سلفی – تکفیری را دارند نگران ساخته است.

 بحران سلامت زنان در افغانستان و نقض تعهدات بین‌المللی

سیاست‌های گروه طالبان در افغانستان، که تحت شعار «حفظ عفت» زنان اجرا می‌شود، به شکلی نظام‌مند، سلامت زنان را قربانی یک ایدئولوژی تمامیت‌خواه می‌کنند. این سیاست‌ها با محدود کردن حضور زنان در عرصه پزشکی و دسترسی آنان به خدمات درمانی، تضادی آشکار میان اهداف ایدئولوژیک اعلام‌شده و پیامدهای فاجعه‌بار انسانی ایجاد کرده‌اند. هدف این تحلیل، […]

جنگ کارگزارها

پاکستان در یک حمله هوایی، به حریم افغانستان تجاوز کرده و طالبان، در پاسخ، مواضع تندی اتخاذ کرده اند.
به نظر می‌رسد که رابطه طالبان و پاکستان، به شدت شکرآب شده و فهم چرایی این کدورت، با توجه به رابطه ارباب رعیتی سابق میان پاکستان و طالبان، حائز اهمیت است.

رهایی از رنج آوارگی و گرسنگی

مردمی که کتاب نمی‌خواند و از گذشته‌ها عبرت نمی‌گیرند؛ مردمی که روشن‌گری را انحراف می‌دانند و روشن‌فکران در میان آن‌ها غریبند؛ مردمی که برای قومیت یقه پاره می‌کنند و حق را فقط متعلق به قوم خود می‌دانند؛ مردمی که در برابر حاکمان جبار و ستم‌کار منفعل می‌باشند و آن را تقدیر می‌خوانند؛ مردمی که انتظار دارند دیگران برای آزادی آن‌ها مبارزه کنند؛ اما ارزش آزادی را نمی‌دانند و از آزادی سوء‌استفاده می‌کند؛ چنین مردمی، همیشه آواره، بدبخت و گرسنه هستند.